انجمن نماز دبیرستان علامه حلی شهرستان دشتی
پنجشنبه 7 اسفند 1393 :: نویسنده : ا. صابری

نماز فرض پنج نوبت در شبانه روز (۱۷ رکعت) رو به قبلهٔ مسلمانان - کعبه در مکه - بصورت فردی (فرادا) یا گروهی (نماز جماعت) برگزار می‌شود.

در این عبادت در رکعت‌های اول و دوم سورهٔ حمد و معمولاً آیه یا سورهٔ کوتاهی از قرآن ـ مثل سورهٔ توحید ـ و در رکعتهای بعدی تعدادی اذکار به زبان عربی خوانده می‌شود. جزئیات این عبادت در فرقه‌های مختلف اسلام با هم تفاوت دارد.[۶] نماز یک فرهنگ جهانی است. نماز در قرآن با واژه صلاه مشخص شده‌است که به همراه مشتقاتش ۹۹ بار در قرآن تکرار شده‌است.[۷] ریشه صلاه می‌تواند دارای سه معنی باشد:

  1. از ریشه صل: شراب را از صافی می‌گذرانند و آن گاه ماده‌ای روشن و شفاف به دست می‌آورند
  2. از ریشه صلی: سوزانیدن و گرم کردن
  3. از ریشه وصل: ایجاد اتصال و ارتباط[۸]

خواندن نماز به صورت دست بسته: اهل سنت در قیام نماز دست راست خود را روی دست چپ می‌گذاردند و هر دو دست را روی ناف یا بالای آن قرار می‌دهند البته در این مسئله میان مذاهب چهارگانه اهل سنت اختلاف نظر وجود دارد حنیفه شافعیه و حنبلیه این کار را لازم و یکی از سنت‌های نماز می‌دانند ولی مالکیه آن را لازم و سنت نمی‌دانند[۹] برگرداندن صورت به چپ و راست در حال خواند سلام: شافعی‌ها و حنفی‌ها و حنبلی‌ها عقیده دارند که مستحب است نمازگزار در حال خواندن سلام نماز در سلام اول صورت خود را به طرف راست و در سلام دوم به طرف چپ برگرداند آن هم به اندازه‌ای که از پشت سر صورت او دیده شود. مالکی‌ها نیز این کار را مستحب می‌دانند ولی آن را به سلام آخر اختصاص داده‌اند. از نظر شیعه نمازگزار هنگام سلام نماز نباید صورتش از قبله منحرف شود.[۱۰] عبور از مقابل نمازگزار: از نظر اهل‌سنت عبور کردن از مقابل نمازگزار حرام است حتی در بعضی از کتاب‌های حدیثی آنان آمده است که نمازگزار باید مانع عبور عابر از مقابل خود باشد به همین جهت وقتی در مکه یا مدینه از مقابل کسی که نماز می‌گذارد عبور کنید با اعتراض شدید او و دیگران روبرو می‌شوید امااز نظر شیعه عبور از مقابل نمازگزار حرام نیست[۱۱]

نماز در کعبه

سابقه تاریخی نماز[ویرایش]

یکی از قدیمی‌ترین عباداتی که در تمامی ادیان گذشته وجود داشته، نماز است. در برخی از روایات به نماز تعدادی از انبیاء الهی از حضرت ادم تا حضرت خاتم صلی الله و علیه و آله و سلم اشاره شده است که برخی از آنها به این شرح است:

۱- نماز حضرت آدم: از صُحُف حضرت ادریس نقل شده که در نخستین روز اقامت حضرت آدم و حوا در زمین، خداوند، نماز عصر و مغرب و عشاء را مجموعاً ۵۰ رکعت به حضرت آدم واجب کرد.

۲- نماز حضرت شیث: وقتی حضرت آدم فوت کرد حضرت شیث او را غسل داد و بر وی نماز خواند.

۳- نماز حضرت ادریس: در روایت امام صادق به یکی از یاران خود سفارش می‌فرمایند: وقتی به مسجد کوفه شرفیاب شدی به مسجد سهله نیز برو در آنجا نماز بخوان و از خدا طلب حاجت کن زیرا مسجد سهله خانهٔ حضرت ادریس است که در آن خیاطی می‌کرد و در آن نماز می‌خواند.

۴- نماز حضرت نوح: کشتی نوح دارای پنجره‌ها و سوراخ­هایی بود که از آن نور خورشید به داخل منعکس می­ شد و از این طریق وقت نماز را تعیین می‌کردند.

۵- نماز حضرت شعیب: در آیهٔ ۸7 سوره هود آمده است: (قَالُواْ یَا شُعَیْبُ أَصَلاَتُكَ تَأْمُرُكَ أَن نَّتْرُكَ مَا یَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَن نَّفْعَلَ فِی أَمْوَالِنَا مَا نَشَاء إِنَّكَ لَأَنتَ الْحَلِیمُ الرَّشِیدُ) ﴿۸۷﴾«گفتند ای شعیب آیا نمازت به تو دستور می‌دهد که ما آنچه را پدرانمان می‌پرستیدند ترک گوییم و آنچه را می‌خواهیم، در اموالمان انجام ندهیم؟ که همانا تو مرد بردبار و رشیدی هستی.»

این جمله گفتار مردم مدین در ردّ حجّت شعیب است. اهل مدین دعوت شعیب را مستند به نماز او کردند، چون در نماز دعوت به معارضهٔ با آن قوم در بت‌پرستی و کم فروشی آنهاست و این همان سرّی است که آنها از آن اینگونه تعبیر کرده‌اند؛ «اَصَلاَتُک تَامُرُکَ اَن نَترُک...» یعنی آیا نمازت، تو را امر کرده که ما بت‌پرستی را ترک کنیم.

۶- نماز حضرت الیاس: روزی حضرت الیاس به گریه و زاری درآمد. خداوند به فرشته مرگ فرمود: از الیاس سؤالی کن که سبب گریه‌ات چیست؟ برای دنیا است و یا مرگ؟ حضرت الیاس جواب داد نه این است و نه آن است، بلکه گریهٔ من بخاطر این است که دیگر زنده نخواهم بود تا به ذکر و مناجات خدا پردازم. خداوند به فرشته‌اش فرمود: از او دست بردار و روح او را قبض نکن چرا که او زندگی را برای بندگی و ذکر می‌خواهد.[۱۲]

نماز در مسیحیت[ویرایش]

نوشتار اصلی: نماز (مسیحیت)

نماز در مسیحیت برای ارتباط با پدر یا خداوند و یا دیگر عناصر تثلیث یعنی پسر و یا روح القدس برگزار می‌شود. در میان فرقه‌های مختلف مسیحیت نماز به صورتهای مختلف گزارده می‌شود. همچنین نمازها می‌تواند به صورت جمعی (نیایش سرایی) باشد مانند مراسم عشای ربانی و یا به صورت فردی برگزار شود. دربارهٔ حضرت مسیح آیاتی درسوره مریم، نشانگر انجام این عبادت الهی، توسّط آنحضرت است. خود حضرت عیسی فرمودند: «و اوصانی بالصلوة و الزکاة» یعنی خالق متعال مرا به نماز سفارش کرده که نه تنها نماز بخوانم بلکه نماز را در جامعه گسترش دهم.

حضرت مسیح در جای دیگر می‌فرمایند: درست به شما می‌گویم: چیزی به شرف آخرت رساننده‌تر و در برابر حوادث دنیا کمک کننده­ تر از نماز پیوسته نیست و چیزی به خداوند رحمان نزدیک‌تر از آن نیست. پس آنرا بپا دارید و بر آن بیفزائید، نسبت به هر کار خوبی که به خدا نزدیک می­کند، باز نماز بدو نزدیکتر و برگزیده‌تر است.

دکتر احمد شلبی در کتاب خود می‌گوید: «مهم‌ترین عبادات نزد مسیحیان روزه و نماز است، ولی محدودهٔ آنها متفّق علیه نیست، بسیاری از مسیحیان معتقدند که انتظامات و قانون در روزه و نماز اختیاری است نه اجباری. مسیحیان هفت نماز در روز و شب دارند که عبارتند از: نماز صبحگاهان (بکور) و نماز ساعت سوم و ششم و نهم و یازدهم و دوازدهم و نیمهٔ شب. و اهتمام و توجه آنها به نماز، بیشتر از روزه است و نماز، ترتیبی خاص ندارد.» همچنین در مورد کیفیت نماز عیسویان آمده است که هیئت خاصّی در قیام و قعود نزد آنها مراعات نمی‌شود بلکه قصد کلّی، نیّت خالص و پاک و طهارت فکر می‌باشد. و بهترین نماز آن است که مختصر و مفید و با حرارت تقدیم شود.

اگر چه برخی از آداب نماز و نیایش کنونی مسیحیان مانند خطاب به اقنوم ثلاثه در نماز با وحی الهی سازگاری ندارد و تحریفاتی است که توسط کاهنان مسیحی با نظر خود وارد کتاب آسمانی انجیل نموده و به عیسی نسبت داده‌اند، اما همین امر ما را به این نتیجه می­رساند که اصل نماز در این شریعت الهی وجود داشته است.[۱۳]

نماز در یهودیت[ویرایش]

نوشتار اصلی: نماز (یهودیت)

نماز در یهودیت (در عبری: تفیلا תפלות) و در جمع تفیلیم یا تفیلوت خوانده می‌شود. توضیحات دقیق در باب آن‌ها را می‌توان در سیدور یا بخش‌های میشنا کتب سنتی دعای دیانت یهودی جست.

معمولا در هر روز سه نماز می‌خوانند و در روز شبات شنبه و سایر روزهای مقدس فرقه‌های ارتدکس و محافظه کار یک نماز اضافی هم به نام موسف خوانده می‌شود. زمانیکه حضرت موسی در جهت انجام رسالت الهی خویش به همراه همسرش از وطن هجرت کردند و دچار سختی‌ها شدند، خداوند برای آرامش او به وی وحی نمود که: «واَقم الصلوة لذکری» یعنی نماز را برای یاد من بپادار. و در آیه دیگری به موسی و هارون دستور داده شده که نماز را به پا دارید.

همچنین در قرآن کریم در آیه ۸۳ سوره بقره، ضمن اشاره به پیمانی که از بنی اسرائیل گرفته شده نماز به عنوان یکی از ارکان این پیمان شمرده شده است. در این آیه می­خوانیم:

«وَإِذْ أَخَذْنَا مِیثَاقَ بَنِی إِسْرَائِیلَ لَا تَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّـهَ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَذِی الْقُرْبَیٰ وَالْیَتَامَیٰ وَالْمَسَاکِینِ وَقُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنًا وَأَقِیمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّکَاةَ ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ إِلَّا قَلِیلًا مِّنکُمْ وَأَنتُم مُّعْرِضُونَ» (و چون از فرزندان اسرائیل پیمان محکم گرفتیم که: جز خدا را نپرستید، و به پدر و مادر، و خویشان و یتیمان و مستمندان احسان کنید، و با مردم [به زبان] خوش سخن بگویید، و نماز را به پا دارید، و زکات را بدهید؛ آنگاه، جز اندکی از شما، [همگی] به حالت اعراض روی برتافتید) این آیه بطور آشکار، به پا داشتن نماز را به عنوان میثاقی معرفی کرده که از بنی اسرائیل، دوشادوش مسأله عبادت خداوند و نیکی به والدین گرفته شده است. که این خود بیانگر اهمیت نماز در شریعت حضرت موسی است.

طبری در تفسیر خود، قول امام باقر (ع) را در مورد این آیه نقل می‌کند که حضرت فرمود: یهود و منافقین، مردم را به اقامهٔ نماز و دادن زکات فرمان می‌دادند ولی خود انجام نمی‌دادند پس خداوند فرمان داد به آنها که با مسلمانان تصدیق کنندهٔ پیامبر باشند و اقامهٔ نماز کنند.

علاوه بر آیات، روایاتی نیز وجود دارد که به این مطلب اشاره دارند. در روایت آمده است که خدا به موسی می‌فرماید: بر تو باد نماز! زیرا آن جایگاهی خاص نزد من دارد و نزد من پیمانی محکم دارد. همین طور در خطابی دیگر به حضرت موسی (علیه السلام) دستور داده می‌شود در میان مردم خود امامت نمازشان را به عهده بگیرد: «ای موسی در نمازشان و آنچه اختلاف دارند امام باش» از اینرو می­توان نتیجه گرفت که نماز در شریعت حضرت موسی نیز وجود داشته است و دعا و نیایش اوقات معینی داشته که براساس زمان‌های برگزاری مراسم عمومی قربانی در معبد تعیین می­ شده است.[۱۴]

نماز در دین زرتشتی[ویرایش]

نوشتار اصلی: نماز زرتشتی

نماز یکی از عبادت‌های مزدیسنا است که برای داشتن توجه همیشگی به دستورهای دینی و سپاسگزاری خدا گزارده می‌شود. این دستورها عمدتاً ماهیتی اخلاقی دارند.[۱۵] امروزه نماز پنجگانه را معمولاً موبدان می‌گزارند و بیشتر زرتشتیان به خواندن دعاهای صبحگاه و شامگاه اکتفا می‌کنند. نماز در دین زرتشت به اینصورت است که آتشی افروخته می‌شود و در حالی که دست‌ها به سوی آسمان بلند است و سر نیز به احترام تعظیم الهی خم شده، برگرد اهورا مزدا می­ چرخند و سرودها و شعرهایی نیز با آوازی رسا و زیبا خوانده می‌شود.

این نماز، نمازی بی‌پیرایه و همراه با تفکر در وجود خود و اهورا مزدا است که شخص را به اهورا مزدا نزدیک‌تر می­ کند. شخص زرتشتی در هنگام نماز، آتش سوزان مادی را نمی‌بیند و به آن توجهی نمی‌کند؛ بلکه چیزی که توجه او را جلب می‌کند، آتش فروزان مینوی است که در دل همهٔ افراد وجود دارد.

بنابر سنت زرتشتی، پنج بار در شبانه روز نماز خوانده می‌شود که خواندن آن نیز بر آنها واجب است. هر نماز با این مضامین آغاز می‌شود: «خشن‌اتره، اهورامزدا» یعنی خشنود می‌گردانم اهورا مزدا را. و آنگاه ادامه می‌دهند: «ایمان دارم به کیش مزدا پرستی که آوردهٔ زرتشت است. پیرو آموزه‌های اهورایی هستم که از دروغ و دوگانه پرستی به دور است».

زرتشتیان هر ۲۴ ساعت را به ۵ گاه تقسیم می‌کنند و آداب مذهبی تابع این زمان­های مشخّص هستند.

نمازهای پنجگانه به صورت زیر می‌باشد:

۱- نمازگاه هاون (هاونی، ونگاه): نماز بامداد است و هنگام آن از طلوع آفتاب تا نیمروز است. بعد از مضامینی که در بالا ذکر کردیم در ادامه می‌گویند: «من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم فرشته پاسبان بامداد پاک و سازنده را. من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم آن سرور دهکده (ویس) را که پاک و دادگستر و سازنده است.

۲- نمازگاه درپتون (رپیتون، رپیتوهنگاه) هنگام آن از نیمروز تا سه ساعت بعدازظهر است. بعد از فقرات ابتدایی می‌گویند: من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم فرشته پاسبان نیمروز پاک را (رپیتون). من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم آن سرور شهر (نه نتو) را که پاک و دادگستر و سازنده است.

۳- نمازگاه ازیران (ازیرینگاه) موقع آن از سه ساعت بعداز ظهر تا غروب آفتاب است. بعد از فقرات مشترکی که در همهٔ نمازها وجود دارد، می‌گویند: من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم فرشته پاسبان پیشین پاک را. من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم آن سرور کشور (رفیو) را که پاک و دادگستر و سازنده است.

۴- نمازگاه سروترم: (ایویسروتریم، اویسروتریمگاه) وقت آن از غروب آفتاب تا نیمه شب است. بعد از فقرات مشترک می‌گویند: من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم فرشته پاسبان شب پاک را. من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم همه رهروان راه اشویی زرتشت را و سرور اشوان را.

۵- نمازگاه اوشهی نا ای (اوشهین، اوشهین گاه) هنگام آن از نیمه شب تا طلوع خورشید است. بعد از مضامین: من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم فرشته پاسبان پگاه پاک را. من ستایش می‌کنم و ارج می‌نهم و خشنود می‌کنم آن سرور خانه که پاک و سازنده و دادگر است.

زرتشتیان، نمازهای دیگری نیز دارند که در شبانه روز می‌خوانند. معروف‌ترین این نمازها، نماز سروش باج است.[





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 19 اسفند 1393 :: نویسنده : ا. صابری
عبادت که هدف آفرینش انسان است، اسراری دارد; اسرار عبادت غیر از آداب و احکام آن است . احکام عبادت، همین واجبات است که در کتاب‏های فقهی بیان شده است، مانند واجبات و ارکان نماز . آداب نماز مانند آهسته دعا کردن، پاره‏ای از این آداب در کتاب‏های فقهی آمده است و برخی در کتاب‏های اخلاقی، اما اسرار عبادات ارواح و باطن‏های عبادت است که با باطن انسان در ارتباط است و انسان با باطن عبادت محشور می‏شود، این گونه بحث‏ها در کتاب‏های عرفانی بیان شده است .
در این مقال به اسرار نماز - که از مهم‏ترین عبادت‏هاست - پرداخته می‏شود .
عبادات ظاهری دارند و باطنی و سری، به ما گفته‏اند که آن اسرار را فراگیریم و بدان‏ها عمل کنیم . نماز خواندن و روزه گرفتن و وضو گرفتن و دیگر تکالیف جزء احکام الهی است . هر یک از احکام برای آن است که انسان به اسرار آنها پی ببرد و آزاد شود .
مرحوم شهید - رضوان الله تعالی علیه - نقل فرموده است (1) که همواره رسول خدا (ص) بعد از نماز صبح، بین‏الطلوعین، در مسجد می‏نشستند و به سؤال‏های مردم پاسخ می‏دادند . روزی دو نفر نوبت گرفتند تا سؤالاتی طرح کنند . حضرت به اولی فرمود: گرچه شما قبل از آن برادر آمده‏اید لکن نوبتتان را به ایشان بدهید، چون شما اهل کرم و ایثارید و او کار لازمی دارد و عجله دارد . این ادب رعایت نوبت را حضرت در آن جا آموختند . بعد فرمودند: من بگویم شما برای چه آمده‏اید یا شما می‏گویید؟ عرض کردند یا رسول الله! شما بفرمایید .
فرمودند: یکی برای یاد گرفتن مسائل حج آمده است و دیگری برای مسائل وضو گرفتن، آن گاه سؤال‏ها را جواب فرمود:
اما معنای وضو گرفتن - شستن صورت و دست‏ها و مسح سر و پاها در وضو، رازی دارد: شستن صورت در وضو یعنی خدایا هر گناهی که با این صورت انجام دادم آن را شست‏و شو می‏کنم که با صورت پاک به جانب تو عبادت کنم و با پیشانی پاک سر بر خاک بگذارم . شستن دست‏ها در وضو یعنی خدایا از گناه دست‏شستم، و گناهانی را که با دستم مرتکب شده‏ام، دستم را تطهیر می‏کنم . مسح سر در وضو یعنی خدایا از هر خیال باطل و هوس خام که در سر پرورانده‏ام سرم را تطهیر می‏کنم و آن خیال‏های باطل را از سر به دور می‏اندازم . مسح پا یعنی خدایا من از جای بد رفتن پا می‏کشم و این پا را از هر گناهی که با آن انجام داده‏ام تطهیر می‏کنم .
اگر کسی بخواهد نام مبارک حق تعالی را بر زبان آورد، باید دهان را تطهیر کند . مگر می‏شود انسان با دهان ناشسته نام خدا را ببرد، باید دهان را با آب مضمضه کند و بشوید .
این گوشه‏ای از اسرار وضو گرفتن است . اگر ما می‏بینیم از نماز و عبادت لذت نمی‏بریم برای آن است که به این اسرار آشنا نیستیم . آنها که از عبادت لذت می‏برند چیزی را به این عبادت تبدیل و تعویض نمی‏کنند .
مرحوم ابن بابویه نیز از امام هشتم نقل فرموده است که امام رضا - سلام الله علیه - به یکی از شاگردانشان به نام محمد بن سنان مرقوم فرمود: «ان علة الوضوء التی من اجلها صار علی العبد غسل الوجه و الذراعین و مسح الراس والقدمین . فلقیامه بین یدی الله تعالی و استقباله ایاه بجوارحه الظاهرة و ملاقاته بها الکرام الکاتبین . فیغسل الوجه للسجود و الخضوع و یغسل الیدین لیقلبهما و یرغب بهما و یرهب و یتبتل و یمسح الراس والقدمین لانهما ظاهران مکشوفان یستقبل بهما کل حالاته و لیس فیهما من الخضوع والتبتل ما فی الوجه والذراعین‏» . (2)
فرمود: سر وضو گرفتن و غسل و مسح این است که انسان با اعضای پاک متوجه خداوند سبحان گردد . آیا می‏شود انسان با چشم گناه بکند و با همان چشم و صورت متوجه خداوند بشود؟ و اصولا اسرار الهی حقایقی است که «لایمسه الا المطهرون‏» . (3) اگر حقیقت قرآن را جز افراد باطهارت نمی‏یابند، حقیقت این عبادات را هم جز افراد پاک نمی‏یابند . آن گاه عبادت در کام انسان لذت پیدا می‏کند و هیچ چیزی انسان را به خود مشغول نخواهد کرد .
در این حدیث‏شریف سخن از ملاقات خدا و استقبال فرشتگان است . انسان ملائکه را می‏بیند، سخنان آنان را می‏شنود . این که می‏بینیم ما نماز می‏خوانیم و چیزی از نورانیت احساس نمی‏کنیم برای آن است که نماز را با آداب و اسرار آن نخواندیم . خاصیت نماز، در معرفت‏باطن آن است . اگر انسان با این اسرار آشنا شد و آن گاه در راه خدا شربت‏شهادت نوشید، خون او با دیگر خون‏ها یکسان نیست .
هر شهیدی آن قدرت را ندارد که نظام اسلامی را تحکیم کند . گاهی هزاران نفر باید شهید شوند تا سدی در برابر سیل بیگانگان باشند، گاهی یک نفر سیل را برمی‏گرداند . گرچه برای شهید مقامی است‏بس عظیم، اما همه شهدا در یک درجه نیستند . آن کسی که عارف‏تر و عالم‏تر و آگاه‏تر و با فرشتگان خدا در زمان حیاتش ملاقات‏ها داشته است، خون او هم مؤثرتر است .
در وضو، شستن صورت با صابون لازم نیست، شستن صورت با نیت لازم است . اگر کسی صورت را با این قصد بشوید که خدایا برای وضو گرفتن و امتثال امر تو و نماز خواندن صورتم را از هر گناه شستم و تطهیر کردم که با چهره‏ای پاک به سوی تو و در خاک تو بیفتم، او به اسرار عبادت پی برده است و با فرشتگان ملاقات کرده و ملاقات می‏کند . دست‏ها را می‏شوید تا با دست پاک خدا را بخواند و به دعا برخیزد; و سر و پا را مسح می‏کند چون در نماز سر او پیداست و پاهای او به طرف قبله است، باید با فکر و پای پاک به طرف خداوند سبحان بایستد و لذت ببرد . این گوشه‏ای است از آن چه در مورد وضو بیان فرموده‏اند .

گوشه‏ای از اسرار نماز

اما نماز، درباره نماز نیز از رسول خدا نقل شده است که فرمودند: «ما من صلوة یحضر وقتها الا نادی ملک بین یدی الناس: ایها الناس قوموا الی نیرانکم التی اوقدتموها علی ظهورکم فاطفئوها بصلاتکم‏» . (4) هیچ نمازی نیست مگر آن که در وقت نماز فرشته‏ای به مردم می‏گوید ای مردم برخیزید آن آتش‏هایی که با دست‏خود بر پشت‏خود روشن کرده‏اید با نماز خاموش کنید .
چنان نیست که ما نگاه ناروایی که کردیم، سخن بدی که گفتیم، بی‏راهه‏ای که رفتیم، از ما جدا و دور باشد، همه اینها آتش‏هایی است که با دست‏خود روشن کرده‏ایم و بر دوش حمل می‏کنیم و نمی‏دانیم که خروارها آتش بر دوش ماست .
انسان خود آتش و هیزم افروخته می‏شود: «و اما القاسطون فکانوا لجهنم حطبا» . (5) آنها که اهل قسط و ظلم هستند، خود هیزم جهنم‏اند . انسان به صورت آتش و هیزم افروخته‏ای مجسم می‏شود .
اگر خداوند اهل قسط و عدل را دوست دارد، اهل قسط و ظلم را هم دشمن دارد، و آنها هیزم افروخته جهنم‏اند . بسیاری از کارهای ماست که به صورت آتش بر دوش، انباشته است و ما احساس نمی‏کنیم . معلوم می‏شود اگر کسی نماز خواند نه تنها گرفتار گناهانی بعد از نماز نمی‏شود بلکه آتش‏هایی را نیز که قبلا روشن کرده است‏خاموش می‏کند و می‏شود «نور» .
از امام صادق - سلام الله علیه - نقل شده است که اگر خداوند سبحان بخواهد برکتی به انسان مرحمت کند آن را در بهترین حال عطا می‏فرماید، و بهترین حالت در محراب بودن و در جنگ با دشمن درونی است . خدای سبحان اگر به زکریا، یحیی را مرحمت کرده است در حال عبادت این بشارت به او داده شده است . «امام صادق - علیه السلام - فرمود: ان طاعة الله - عزوجل خدمته فی الارض و لیس شی‏ء من خدمته یعدل الصلوة فمن ثم نادت الملائکة زکریا - علیه السلام - و هو قائم یصلی فی المحراب‏» ; (6) اعت‏خداوند آن است که انسان در زمین، خداوند را خدمت کند و چیزی از خدمت او به اندازه نماز نمی‏ارزد و به همین هت‏بشارت در حال عبادت به زکریا داده شده است .
نماز یک نهر روان و یک چشمه کوثر است، همه آتش‏های گذشته را خاموش می‏کند، و هم نمی‏گذارد انسان بعدا گرفتار آتش شود . هم جلو بدی‏ها را می‏گیرد و هم آن بدی‏های گذشته را از بین می‏برد . این خاصیت نماز است که در قرآن کریم بدان اشاره شده است: «ان الصلوة تنهی عن الفحشاء والمنکر و لذکرالله اکبر والله یعلم ما تصنعون‏» . (7)
بیانی از امام صادق - سلام الله علیه - نقل شده است که فرمود: «اول ما یحاسب به العبد عن الصلوة فاذا قبلت قبل منه سائر عمله و اذا ردت علیه رد علیه سائر عمله‏» . (8)
اول چیزی که از انسان سؤال می‏کنند نماز است، اگر نماز قبول شد سایر اعمال هم قبول است . نماز و نمازگزار را قرآن کریم به خوبی معرفی فرموده است . نمازگزار کسی است که مسائل‏مالی به عهده او نیست، طمع و آز در درون او نیست . وقتی که طبیعت دنیاپرست انسان را خدای خالق انسان تبیین می‏کند: «ان الانسان خلق هلوعا; اذا مسه الشر جزوعا و اذا مسه الخیر منوعا» . این مفاسد طبیعت انسان را تشریح می‏کند آن گاه می‏فرماید: «الا المصلین‏» . (9) نمازگزاران از این رذایل محفوظ‏اند . معلوم می‏شود نماز مساله‏ای است که انسان را از رذایل محفوظ و تطهیر می‏کند . بنابراین تطهیر انسان از همین نماز خواهد بود، زیرا نماز بسیاری از فضایل را برای انسان تحصیل، و بسیاری از رذایل را برطرف می‏کند .
باز امام ششم فرمود: «ان العبد اذا صلی الصلوة فی وقتها و حافظ علیها ارتفعت‏بیضاء نقیه . تقول حفظتنی حفظک الله و اذا لم‏یصلها لوقتها و لم‏یحافظ علیها ارتفعت‏سوداء مظلمه تقول ضیعتنی ضیعک الله‏» ; (10) انسان وقتی نماز را در اول وقت‏خواند، این نماز به صورت یک امر تابان جلوه می‏کند و می‏گوید: تو مرا حفظ کردی خدا تو را حفظ کند . (معلوم می‏شود نماز یک حقیقتی دارد، زنده است، روحی دارد، برای همیشه هست، دعا می‏کند و دعای نماز هم همیشه مستجاب است . آن روح نماز است) و اگر کسی نماز را نخواند و یا در وقت نخواند، به صورت یک چهره تاریک در می‏آید و می‏گوید: تو مرا ضایع کردی خدا تو را ضایع کند .
بهترین فرصت در حالات نماز همان حال سجده است که امام صادق - سلام الله علیه - فرمودند انسان هر چه به خاک نزدیک می‏شود به خدا نزدیک‏تر می‏شود: «اقرب ما یکون العبد الی الله - عزوجل - و
هو ساجد» (11) . که امیرالمؤمنین - سلام الله علیه - در نهج البلاغه از رسول الله نقل فرموده است که حضرت فرمود: من در تعجبم از کسی که چشمه‏ای بر در منزل اوست و شبانه‏روز پنج‏بار در آن چشمه شست و شو می‏کند مع‏ذلک آلوده است . (12) فرمود: نماز مثل چشمه زلالی است که انسان نمازگزار در این وقت‏های پنج گانه در آن شست‏وشو می‏کند . نماز کوثری است که انسان را تطهیر می‏کند . قهرا اگر ما از نماز این طهارت را در خود احساس نکردیم باید بپذیریم که آن نماز واقعی را نخوانده‏ایم . ممکن است نمازمان صحیح باشد، لکن مقبول نیست، زیرا آن نمازی مقبول است که روح انسان را تطهیر کند و با انسان سخن گوید و او را مژده دهد .
از امام صادق - سلام الله علیه - نقل شده است: «لا تجتمع الرهبة والرغبة فی قلب الا وجبت له الجنة; (13) اگر انسان از خدا ترسید و به خدا علاقه‏مند بود، بهشت‏برای او لازم است‏» . گاهی انسان خدا را وسیله قرار می‏دهد که به بهشت‏برسد، این ناشی از همت‏های پست است که خدا از آن کراهت دارد . اما زمانی از خدا چیزی نمی‏طلبد، جز خود خدا را و حب و لقای او را، در این‏جا خداوند سبحان او را به این نعمت عظیم متنعم می‏کند . فرمود هیچ عبدی نیست که در قلب او رغبت‏به خدا و ترس از خدا قرار بگیرد، مگر آن که بهشت‏برای او واجب شود . وقتی که نماز می‏خوانید با قلب متوجه خداوند سبحان باشید . قلب را انسان وقتی در نماز می‏تواند مهار کند که چشم و گوش را بیرون نماز مهار کرده باشد . اگر در بیرون نماز و در حالت عادی چشم انسان و گوش وی، یله
و رها بود، آن خاطرات ذخیره شده در هنگام نماز مزاحم انسان می‏شود . ولی اگر در بیرون نماز، چشم و گوشش را حفظ کرد، در نماز دشمن درونی هجوم نمی‏آورد . مهم آن است که انسان در بیرون نماز، خود را حفظ کند .
به ما فرمودند: «طهروا افواهکم فانها طرق القرآن‏» . (14) دهان را پاک کنید زیرا دهان انسان، راه قرآن است . نه فقط دندان را با مسواک پاک کنید، بلکه دندان و زبان و فضای دهان را هم پاک نگه دارید و هم از گفتن حرف مشکوک بپرهیزید . این دهان را پاک کنید برای این که قرآن باید از این دهان عبور کند . اگر قرآن، که کوثر چشمه زلال است، از یک دهان لایه روبی نشده عبور کند بی‏اثر است، رنگ می‏گیرد، بو می‏پذیرد . چرا باید دهان‏ها را پاک کنید؟ چون می‏خواهید قرآن بخوانید و سخن شما در دیگران اثر کند و خودتان هم که می‏شنوید متاثر شوید .
سپس فرمود: شما اگر با قلبتان متوجه خدای سبحان باشید، او چندین پاداش به شما مرحمت می‏کند، گذشته از اقبال الهی و گذشته از بهشت، خداوند متعال دل‏های دیگران را متوجه شما می‏کند و شما محبوب دل‏های مردم می‏شوید . چه ذخیره‏ای بالاتر از این که دل‏های مؤمنین به طرف انسان متوجه باشد . در مشکلات، مؤمینن یار انسان‏اند . دعای مؤمن نسبت‏به انسان مؤثر است . فرمود: خدا قلب‏های دیگران را متوجه شما می‏کند . مگر نه آن است که انسان می‏خواهد محبوب مؤمنین باشد و مؤمنین او را بخواهند و به او علاقه‏مند باشند، مشکل او را حل کنند، برای او دعا کنند، طلب آمرزش کنند . چه وقت انسان محبوب دل‏های اهل ایمان می‏شود؟ چه وقت مؤمنین انسان را می‏خواهند و می‏طلبند؟ وقتی که انسان قلبش را متوجه خدا کند، مخصوصا در حالت نماز .
اگر می‏بینیم که دل‏ها متوجه یک مقام‏اند، این را مقلب القلوب متوجه کرده است . و این راه هم برای دیگران باز است، برای همه ما باز است ولو به مقدار مسیرمان . لذا فرمودند: هیچ بنده مؤمنی نیست که در نماز قلبش را متوجه خداوند سبحان کند، مگر آن که خدا قلوب مؤمنین را متوجه او می‏کند، گذشته از آن که او را به بهشت متنعم و برخوردار خواهد کرد . این خیر دنیا و آخرت است .

وقت نماز

هر یک از نمازها مزیتی دارند . در بین نمازها، نماز ظهر خصوصیتی دیگر دارد . «حافظوا علی الصلوات والصلوة الوسطی‏» (15) روایات، صلوة وسطی را به نماز ظهر تفسیر کرده‏اند (16) و فرمودند: وقتی آفتاب از دایره نصف‏النهار زایل شد و ظهر فرا رسید نگذارید نماز ظهر شما به تاخیر افتد . هنگام زوال ظهر درهای رحمت‏باز است و از خدای سبحان رحمتی را مسالت کنید . در این وقت هرگز به فکر خود نباشید که خدایا ما را بیامرز یا پدر و مادر ما را بیامرز یا دوستان ما را بیامرز . بیانی از امام هشتم امام رضا - سلام الله علیه - رسیده است که «لک الحمد ان اطعتک و لا حجة لی ان اعطیتک لی و لا لغیری فی احسانک و لا عذر لی ان اسات ما اصابنی من حسنة فمنک یا کریم . اغفر لمن فی مشارق الارض و مغاربها من المؤمنین والمؤمنات‏» (17) همت‏ها را همیشه بلند بگیرید، نظرتان همیشه بلند باشد که خدایا همه مؤمنین عالم را رحمت کن .
هنگام زوال ظهر درهای آسمان رحمت‏باز است، لذا یکی از اسرار جنگ در اسلام این است که جنگ مستحب است از ظهر به بعد شروع شود و قبل از ظهر مکروه است . (18) مگر این که دشمن حمله کند، در این صورت در تمام اوقات انسان می‏تواند حمله او را پاسخ دهد .
جنگ کردن قبل از ظهر مکروه است اما از ظهر به بعد مستحب است، چرا؟ راز این نکته در کتاب‏های فقهی ما - که از این روایات استفاده کرده‏اند - این چنین بیان شده است که: درهای رحمت هنگام ظهر باز است، بلکه خدای سبحان قلب کفار و منافقین را هدایت کند که به اسلام گرایش پیدا کنند و خونی ریخته نشود . این راز جهاد در میدان جنگ است که آن هم حکمی خاص دارد . بعد از این نکته مرحوم صاحب جواهر - رضوان الله علیه - می‏گوید: سید الشهداء حسین بن علی بن ابی‏طالب - علیه السلام - شخصا از ظهر به بعد روز عاشورا وارد میدان شده است، اصحابش قبل از ظهر دفاع کرده‏اند، اما آن چه مربوط به خود حضرت است از ظهر به بعد است، لذا نماز ظهر را در آن حالت‏خوانده‏اند، سپس وارد میدان شدند . ظهر که می‏شود درهای رحمت‏باز است، وقتی که درهای رحمت‏باز شد انسان از خدای سبحان رحمت کامله مسالت می‏کند .
از رسول خدا - علیه آلاف التحیة والثناء - نقل شده است: «اذا زالت الشمس فتحت ابواب السماء و ابواب الجنان واستجیب الدعاء فطوبی لمن رفع له عنه ذلک عمل صالح‏» (19) هنگام زوال، درهای رحمت و درهای بهشت‏باز است و دعاها هم مستجاب است، خوشا به حال کسی که هنگام زوال، عمل صالحی از او به آسمان معنا رفعت‏یابد که اگر عمل رفت عامل هم می‏رود . چنین نیست که عمل از عامل جدا باشد و عمل را در یک نامه بنویسند و او تنها بالا برود . آن جان عمل که نیت است ممکن نیست از انسان جدا باشد . عمل مانند بخار یا دود نیست . عمل واقعیتی است که از جان آدم جدا نیست و ممکن نیست عمل را بالا برند و جان آدم و آن حقیقتی که منشا این عمل است در زمین باشد . اگر عمل بالا می‏رود عامل هم بالا می‏رود، انسان آسمانی و فرشته می‏شود . وصف انسان، سماوی می‏شود .
این معنای عقلی را امیرالمؤمنین - سلام الله علیه - در بیان لطیفی تبیین فرمودند: «فاعل الخیر خیر منه و فاعل الشر شر منه‏» (20) بهتر از هر عمل خیری آن انسانی است که آن عمل خیر را انجام می‏دهد، اگر نماز فضیلت دارد و بالا می‏رود، بهتر از نماز، نمازگزار است، چون این نماز اثر و فعل اوست . چگونه می‏شود نماز بالا برود و نمازگزار بالا نرود، چگونه می‏شود روزه بالا برود و روزه دار بالا نرود . هم چنین بدتر از هر عمل بد همان عامل آن عمل است، زیرا عمل بد و شر، اثر آن شخص است، چگونه می‏شود اثر از مؤثر قوی‏تر باشد .
در بعد فضیلت اگر اعمال خیر بالا می‏رود آن روح انسان که عامل این اعمال خیر است آن هم یقینا بالا می‏رود .
فرمودند: اگر می‏خواهید بالا بیایید راهش این است . به ما گفته‏اند بالا بیایید .
انبیا به امت‏هایشان می‏فرمایند: بالا بیایید . رسول خدا - علیه آلاف التحیة والسلام - به امت اسلامی می‏فرماید: «تعالوا اتل ما حرم ربکم علیکم‏» . (21)
وقتی قرآن کریم سخن از نماز به میان می‏آورد، می‏فرماید نماز بخوانید تا یاد مرا زنده کنید: «اقم الصلوة لذکری‏» (22) اگر من در یاد شما به وسیله نماز ظهور کنم، و اگر یاد خدا به وسیله نماز ظهور کرد آن قلب مطمئن است .
و از طرفی یاد خدا دل‏ها را مطمئن می‏کند: «الا بذکر الله تطمئن القلوب‏» . (23) پس دل انسان نمازگزار مطمئن است، چیزی او را نمی‏هراساند، هرگز از غیر خدا نمی‏ترسد، هیچ دشمنی چه از درون و چه از بیرون نمی‏تواند او را بهراساند، زیرا اهل نماز اهل یاد حق هستند و یاد حق عامل طمانینه است . اگر کسی مطمئن شد دیگر هراسناک نیست، از هیچ عاملی نمی‏ترسد .

نمازگزاران

در سوره معارج درباره اسرار نماز می‏فرماید: طبع انسان در برابر شداید جزع می‏کند، و اگر خیری به او رسید سعی می‏کند انحصار طلب باشد و به دیگران ندهد . این طبع انسان است و نه فطرت انسان . فطرت انسان بر توحید است .
طبیعت انسان بر رجس و رجز و آلودگی است . آن چه را فطرت است انبیا احیا می‏کنند . آن چه طبیعت است آلودگی است: «ان الانسان خلق هلوعا، اذا مسه الشر جزوعا، و اذا مسه الخیر منوعا، الا المصلین‏» . (24) اگر رنج و شری به او برسد جزع و بی‏تابی می‏کند، صبر را از دست می‏دهد; و اگر خیری به او برسد سعی می‏کند که به دیگران نرساند و مناع خیر باشد . اما نمازگزاران طبیعت را کوبیدند و فطرت را احیا کردند . خاصیت نماز احیای فطرت است . نمازگزار کسی است که سرکشی طبیعت را رام کند، نمازگزار در شداید جزع نمی‏کند، و اگر خیری به او رسید منع نمی‏کند و به دیگران می‏رساند . نمازگزار را در این سوره معرفی کرد، و در حقیقت اسرار نماز را بیان کرد و خاصیت نماز را تشریح فرمود .
مصلین کیان‏اند: «الذین هم علی صلوتهم دائمون‏» . (25) آنان همواره نمازشان را می‏خوانند و هرگز نماز را ترک نمی‏کنند و به برکت نماز این چنین خواهند بود .
«والذین فی اموالهم حق معلوم، للسائل والمحروم‏» . (26) نمازگزار کسی است که همه آن چه در اختیار اوست‏به خود اختصاص نمی‏دهد . سخن از مال حلال است نه مال حرام; اگر کسی از مال حرام بخشش کرد که طرفی نمی‏بندد; آن کس که از راه حلال به دست آورد مالک مال می‏شود، فرمود: نمازگزار کسی است که مال او حساب شده است، دیگران در مال او سهمی دارند . دیگران دو قسم‏اند: عده‏ای سائل‏اند که روی سؤال دارند; و عده‏ای روی سؤال هم ندارند، یا دسترسی ندارند . نمازگزار کسی است که اموال او مورد تعلق حق دیگران قرار می‏گیرد .
«والذین یصدقون بیوم الدین‏» . (27) نمازگزاران کسانی هستند که به قیامت‏باور دارند; چون یاد معاد است که انسان را طاهر می‏کند، و همه مشکلات بر اثر فراموشی قیامت است . وقتی قرآن علت تبهکاری تبهکاران را می‏شمارد، می‏فرماید: «لهم عذاب شدید بما نسوا یوم الحساب‏» . (28) چون روز حساب را فراموش کردند تن به گناه دادند . نمازگزار قیامت را فراموش نمی‏کند، آن را باور دارد .
«والذین هم من عذاب ربهم مشفقون‏» . (29) اینها از عذاب خدای سبحان هراسناک‏اند . نماز آن است که انسان را از قیامت هراسناک کند . نماز آن است که انسان را به یاد معاد متذکر کند .
«ان عذاب ربهم غیر مامون‏» . (30) چه کسی در امان است که گرفتار عذاب خدا نشود، مگر انسان برگه ایمنی دریافت کرده است .
آن گاه قرآن در تتمه بیان خواص نماز می‏فرماید: «والذین هم لاماناتهم و عهدهم راعون‏» . (31) آنان که امانت‏های خود را، چه مالی و چه غیر مالی، رعایت می‏کنند و تعهداتی را که دارند، چه بین خود و خدا و چه بین خود و دیگران، عمل می‏کنند . خدا آن قدر به ما نزدیک است که به ما می‏فرماید با من عهد ببندید، مرا طرف معامله خود قرار بدهید . برخی از بزرگان رساله‏هایی نوشته‏اند به نام «رساله عهد» . یکی از اینها نوشته ابن‏سیناست که تعهدات خود را در آن رساله بیان می‏کند . اینان عهد می‏کنند که زبان جز به ذکر حق باز نکنند، در مجالس گناه شرکت نکنند، در محافلی که سودی ندارد حضور پیدا نکنند و . . . در این عهدنامه‏ها مواد عهدی بین خود و خدای را توضیح می‏دهند . مؤمن با خدای
خود عهدی دارد و خدا آن قدر نزدیک است که مؤمن می‏تواند با او عهد ببندد .
«والذین هم بشهاداتهم قائمون‏» . (32) کسانی که در شهادت‏های خود ایستادگی می‏کنند، اگر به وحدانیت‏حق شهادت می‏دهند، می‏ایستند، اگر به رسالت‏حق شهادت می‏دهند می‏ایستند، اگر در دیگر مسائل حقوقی به حق شهادت می‏دهند ایستادگی می‏کنند . اهل ایستادگی‏اند، اهل قیام‏اند .
«والذین هم علی صلاتهم یحافظون‏» . (33) مصلین کسانی هستند که مواظب نماز خویشتن‏اند، همه اوقات نماز را حفظ می‏کنند .
«اولئک فی جنات مکرمون‏» . (34) اینان در بهشت از کرامت الهی برخوردارند .
«کرامت‏» یک تعبیر لطیف عربی است که ظاهرا معادلی در فارسی ندارد . در فارسی کلمه‏ای نیست که بتواند ترجمه «کرامت‏» باشد . بزرگداشت و تکریم و مانند اینها غیر از مساله «کرامت‏» است . کرامت آن بزرگواری و بزرگ‏منشی است که انسان کریم برخوردار است . خداوند کرامت را صفت فرشتگان می‏داند . وقتی ملائکه را معرفی می‏کند می‏گوید: ملائکه کریم، مکرم و بزرگوارند . سائلی از عبدالله بن جعفر در مسافرتی ناشناس چیزی خواست، او پول سنگین و فراوانی به سائل داد، گفتند ای عبدالله بن جعفر، تو در این منطقه ناشناسی و این سائل هم به کمتر از این مقدار قناعت می‏کرد، چرا چنین پول سنگینی به وی دادی . فرمود: اگر مردم این منطقه مرا نمی‏شناسند، من خود را می‏شناسم; و اگر او به کمتر از این قناعت می‏کرد، طبع بلند من قناعت نمی‏کرد، من راضی نمی‏شدم که داشته باشم و مال کم بدهم . این روح، روح کرامت است . (35)
خدا وقتی فرشته‏ها را می‏ستاید، می‏فرماید: فرشته‏ها مکرم‏اند: «بل عباد مکرمون‏» . (36) و می‏گوید: نمازگزاران مکرم‏اند، اینها در بهشت تکریم می‏شوند، تنها سخن از خوردن و نوشیدن و پوشیدن حریر و استبرق نیست، سخن از کرامت است . وقتی نمازگزاران را می‏ستاید، می‏گوید نمازگزاران در بهشت مکرم‏اند . لذایذ حسی درجات نازله بهشت است . ولی لذت با فرشته بودن کرامت است . نمازگزار در دنیا با فرشته‏هاست . در آخرت هم چون فرشته‏ها مکرم است .
از امام پنجم - سلام الله علیه - رسیده است: «للمصلی ثلاث خصال: اذا هو قام فی صلوته حفت‏به الملائکة من قدمیه الی اعنان السماء و یتناتر البر علیه من اعنان السماء الی مفرق راسه و ملک موکل به ینادی لو یعلم المصلی من یناجی ما انفتل‏» . (37)
نمازگزار سه خصلت دارد:
خصلت اول: وقتی نمازگزار به نماز ایستاد فرشتگان از آن جا تا دورنمای آسمان او را در بر می‏گیرند و او در میان صفوف فرشتگان می‏باشد . این چه نمازی است که همه فرشتگان مامور حفظ انسان‏اند؟ از چه چیز؟ از وسوسه‏ها، تا شیطان و وهم از هیچ راهی حواس نمازگزار را به خود متوجه نکنند، چون شیطان در کمین است .
یک وقت می‏گوییم فلان نماز صحیح است، همان نمازی که وقتی تمام شد صورتش سیاه است و به نمازگزار می‏گوید: تو مرا ضایع کردی خدا تو را ضایع کند . و یک وقت هم صورتش سفید است و روشن و می‏گوید: تو مرا حفظ کردی خدا تو را حفظ کند . اگر نمازگزار به حضور خدای سبحان برای نماز ایستاد همه اطراف او را فرشتگان فرا می‏گیرند که مبادا شیطان گزندی به او برساند، چون شیطان در کمین نماز، و روزه است، و نشانی او کمین کارهای خیر است، در کنار کار خیر می‏نشیند و وسوسه می‏کند . خودش گفت: «لاقعدن لهم صراطک المستقیم‏» . (38) من در کمین راه راست می‏نشینم، کمین می‏گیرم و نمی‏گذارم اینها بگذرند . هر جا که مرکز فساد و گناه است در تیول شیطان است . شیطان در نماز وسوسه می‏کند، یک وقت انسان متوجه می‏شود که نمازش تمام شده است و می‏گوید السلام علیکم و رحمة الله و برکاته .
یکی از عرفای بزرگ سخنی دارد که در کتاب اسرارالصلوة امام خمینی هم آمده است . آن عارف بزرگوار اسلامی می‏گوید: کسی که در نماز حواسش پیش غیر خدا و پیش زندگی است او چگونه به خود اجازه می‏دهد که در پایان نماز بگوید السلام علیکم و رحمة الله، من شرمنده‏ام . سرش آن است که نمازگزار با خدا مشغول مناجات است: المصلی یناجی ربه . پس با مردم نیست ، در جمع دیگران نیست، وقتی نمازش تمام شد و مناجاتش با خدای سبحان به پایان رسید، از حضور خدا برمی‏گردد و در بین مردم قرار می‏گیرد، و چون اولین بار است که وارد جمع دیگران می‏شود، می‏گوید السلام علیکم . افرادی که در مجمع و مجلسی در کنار یکدیگر
نشسته‏اند هیچ کدام به یکدیگر سلام نمی‏کنند، زیرا در حضور یکدیگرند; کسی که در آن جمع نیست و از جای دیگر وارد می‏شود سلام می‏کند . سلام آخر نماز نه دعاست و نه ذکر است‏بلکه تحیت است . لذا اگر کسی در وسط نماز عمدا بگوید السلام علیکم نمازش باطل است; و اگر اشتباها گفت، دو سجده سهو دارد . سلام آخر نماز کلام آدمی است که به عنوان تحیت و درود است; چون نمازگزار با خدایش مناجات می‏کند و در بین مردم نیست، وقتی که نمازش تمام شد و از مناجات خدا برگشت و زمینی شد و به جمع مردم پیوست‏به مردم سلام می‏کند . لذا گفتند در نماز جماعت هنگام گفتن «السلام علیکم‏» امام به کدام قسمت نگاه کند و مامومین به کدام قسمت نگاه کنند . آن بزرگ عارف می‏گوید: من در تعجبم کسی که حواسش پیش زندگی است، او اصلا با خدا مناجات نکرده و از مردم جدا نشده است، چگونه به خود اجازه می‏دهد که بگوید السلام علیکم .
امیرالمؤمنین - سلام الله علیه - فرمود: «سلونی قبل ان تفقدونی فانی بطرق السماء اعلم منی بطرق الارض‏» . (39) هرچه می‏خواهید از من بپرسید، من راه‏های آسمان را بهتر از راه‏های زمین می‏دانم، اسرار غیبی را بهتر از احکام عالم شهادت می‏دانم . کسی برخاست و عرض کرد: یا علی، از آن جا که شما ایستاده‏اید تا عرش خداوند چقدر راه است . حضرت فرمودند: سؤالت چنان باشد که مطلبی یاد بگیری، غرضت تعنت نباشد; و اما این که سؤال کردی از این جا که من ایستاده‏ام تا عرش خدا چقدر فاصله است: «من موضع قدمی الی العرش ان یقول قائل مخلصا لااله الا الله‏» . اگر گوینده‏ای با اخلاص این کلمه طیبه را بگوید تا به عرش خدا راه دارد . ضمیر طاهر مؤمن عرش و فرش را طی می‏کند چون: قلب المؤمن عرش الرحمن است . (40)
از امام صادق - علیه السلام - نقل شده است که: «من قال لا اله الا الله مخلصا دخل الجنة و اخلاصه ان تحجزه لا اله الا الله عما حرم الله عزوجل‏» . (41) اخلاص این کلمه آن است که این کلمه انسان را حاجز و حایل باشد و نگذارد انسان گناه کند، این کلمه بین انسان و گناه دیوار محکم باشد . معنای اخلاص این است . بنابراین همه فرشتگان با نمازگزاران هستند تا نمازگزار نمازش را به پایان برساند .
خصلت دوم: خیرات از چهره‏های آسمان مرتب بر سر نمازگزار فرود می‏آید تا نمازش را به پایان برساند .
خیر چیست، و ما چه چیزی را خیر می‏دانیم؟ بعضی از عمرها بابرکت است: داشتن رفیق خوب، استاد خوب، شاگرد خوب، فرزند صالح، اخلاص، جزء خیراتی است که وسیله است تا انسان را به آن خیر نهایی برساند .
خصلت‏سوم: خدای سبحان فرشته‏ای را وکیل کرد که به نمازگزار بگوید: تو اگر بدانی با چه کسی مناجات می‏کنی هرگز دست از نماز برنمی‏داری . لذا از معصوم - علیه السلام - در مناجات آمده است: «واذقنی حلاوة ذکرک; شیرینی یادت را به من بچشان .» ما چون نچشیدیم نماز برای ما یک عادت است .
پس اگر خداوند در قرآن ملائکه را مکرم می‏داند و می‏فرماید «بل عباد مکرمون‏» ، (42) و در روایات فرمود نمازگزاران در بهشت مکرم‏اند، برای آن است که نمازگزار خوی فرشتگی پیدا کرده است، هرچه فرشتگان دارند او دارد . خدا فرشته را به اوصافی معرفی می‏کند، سپس به ما می‏فرماید آن اوصاف را شما هم تحصیل کنید . در سوره انبیاء فرمود: فرشتگان کسانی‏اند که: «لایسبقونه بالقول و هم بامره یعملون‏» . (43) فرشتگان هرگز جلو نمی‏افتند و تابع امر خدا هستند، سعی می‏کنند برابر دستور خدا کار انجام دهند . آن گاه در سوره حجرات به مؤمنین می‏فرماید: «یا ایها الذین آمنوا لاتقدموا بین یدی الله و رسوله‏» . (44) مؤمنین! شما جلو نیفتید، تابع دستور حق باشید، یعنی همانند فرشته باشید، فرشتگان تابع‏اند، شما هم تابع باشید تا خوی فرشتگی در شما ایجاد شود، خود فرشته بشوید .
در ذیل آیه کریمه: «الحمد لله فاطر السموات والارض جاعل الملائکة رسلا اولی اجنحة مثنی و ثلاث یزید فی الخلق ما یشاء ان الله علی کل شی‏ء قدیر» . (45) آمده است که جعفر طیار - سلام الله علیه - وقتی دو دستش را در راه خدا داد، خدای سبحان به او دو بال مرحمت کرد که یطیر بهما مع الملائکة فی الجنة . (46) جعفرطیار با فرشتگان در بهشت است . این محشور شدن با ملائکه است . هیچ لذتی بالاتر از این نیست . این گونه پاداش‏های غیبی به عنوان ظهور راز عبادت و اطاعت، به عنوان بروز روح عبادت‏اند که انسان با فرشتگان محشور باشد . (47)

پی نوشت :

1) اربعین، شیخ بهایی .
2) من لایحضره الفقیه، ج‏1، باب‏12، حدیث‏2 .
3) واقعه (56) آیه 79 .
4) من لایحضره الفقیه، ج‏1، باب فضل الصلوة، حدیث‏3 .
5) جن (72) آیه‏15 .
6) من لایحضره الفقیه، ج‏1، باب فضل الصلوة، حدیث‏2 .
7) عنکبوت (29) آیه‏45 .
8) من لایحضره الفقیه، ج‏1، باب‏30، حدیث‏5 .
9) معارج (70) آیه‏19 - 22 .
10) من لایحضره الفقیه، ج‏1، باب‏30، حدیث‏6 .
11) همان، ج‏1، باب‏30، حدیث‏7; کما قال الله تعالی: واسجد واقترب .
12) قال رسول الله - صلی الله علیه و آله و سله - : انما مثل الصلوة فیکم کمثل السری (و هو النهر) علی باب احدکم یخرج الیه فی الیوم واللیل یغتسل منه خمس مرات فلم‏یبق الدرن مع الغسل خمس مرات و لم‏تبق الذنوب مع الصلوة خمس مرات . (همان، ج‏1، باب‏30، حدیث‏19) .
13) همان، ج‏1، باب 30، حدیث‏11 .
14) بحارالانوار، ج‏92، ص‏213; کنزالعمال، ج‏2، ص‏2751 .
15) بقره (2) آیه‏238 .
16) در مورد این که صلوة وسطی را روایات به نماز ظهر تفسیر کرده‏اند ر . ک: من لایحضره الفقیه، ج‏1، باب 29، حدیث‏1; تهذیب الاحکام، ج‏1، ص‏204; کافی، ج‏1، ص‏75 .
17) بحارالانوار، ج‏12، ص‏23 .
18) وسائل الشیعة، ج‏11، ص‏46، باب‏18; بحارالانوار، ج‏45، ص‏21; سنن بیهقی، ج‏9، ص‏79 - 80; جواهر الکلام، ج‏21، ص‏81 .
19) من لایحضره الفقیه، ج‏1، باب‏30، حدیث‏12 .
20) نهج البلاغه، حکمت‏32 .
21) تفسیر بیضاوی، سوره انعام، آیه‏151 .
22) طه (20) آیه‏14 .
23) رعد (13) آیه‏28 .
24) معارج (70) آیه 19 - 22 .
25) همان، آیه‏23 .
26) همان .
27) همان، آیه‏26 .
28) ص (38) آیه‏26 .
29) معارج (70) آیه 27 .
30) همان، آیه‏28 .
31) همان، آیه‏32 - 35 .
32) همان، آیه‏33 .
33) همان، آیه‏34 .
34) همان، آیه‏35 .
35) اسدالغابه فی معرفة الصحابة; سفینة البحار، ماده عبد .
36) انبیاء (21) آیه‏26 .
37) من لایحضره الفقیه، ج‏1، باب‏30، حدیث‏15 .
38) اعراف (7) آیه‏16 .
39) نهج البلاغه، خطبه 189; احتجاج، طبرسی; بحارالانوار، ج‏10، ص‏128 .
40) این مضمون از حدیث‏حارثة بن مالک در اصول کافی، ج‏1، باب حقیقة الایمان والیقین، استفاده می‏شود .
41) توحید، صدوق، حدیث‏26 .
42) انبیاء (21) آیه‏27 .
43) همان، آیه‏27 .
44) حجرات (49) آیه‏1 .
45) فاطر (35) آیه‏1 .
46) سفینة البحار، محدث قمی، ماده جعفر .
47) این مقاله، ویراسته و تلخیص شده سه گفتار از حضرت آیت الله استاد جوادی آملی است که با عنوان «اسرار عبادت‏» القا شده است .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 19 اسفند 1393 :: نویسنده : ا. صابری
واحد دین واندیشه تبیان زنجان-

بنده به عنوان یك گوینده و یك روحانى سالها از فاطمه زهرا(س) حرف زده‏ ام و شاید صدها ساعت در باره این مخدره صحبت كرده ‏ام و همه ما به فضایل معنوى فاطمه زهرا(س) و به خصلتهاى انسانى فاطمه زهرا(س) توجه كردیم اما به این كه باید یك الگوى زنده و مجسم و روشن از زن مسلمان امروز در اختیار بینندگان دنیا بگذاریم خیلى توجه نكردیم. (1)

 

فاطمه زهرا(س) بعد از رحلت پیغمبر(ص) براى خلافت على بن ‏ابیطالب(ع) به یك مبارزه مستمر شبانه‏ روزى دست زد و كسى نمى‏تواند منكر آن بشود. (2)

 

مقام فاطمه زهرا(س) در خور آن است كه عقول برجسته انسانهاى بزرگ در اصلى‏ترین رشته‏ هاى تفكرات ایشان بیندیشند و زبانهاى فصیح‏ترین و بلیغ‏ترین گویندگان، شعرا و سرایندگان آن اندیشه‏ ها را در قالب كلمات بیاورند. (3)

 

از خود پیغمبر اكرم(ص) كه پدر و مربى این مخدره بزرگوار بود تا امیرالمؤمنین(ع) كه همسرش بود و تا فرزندان او ائمه معصومین (علیهم السلام) هر كدام راجع به زهراى اطهر7 جمله‏ اى سخن گفتند، آن را با زبان تعظیم و ستایش بیان كردند و این نشان ‏دهنده مقام والا و توصیف‏ناشدنى آن حضرت است. (4)

 

این دختر جوان - حضرت فاطمه(س) و این بانویى كه در هنگام شهادت 18 سال داشت آن‏قدر به نماز ایستاد و عبادت كرد كه پاهاى مباركش ورم كرد. (5)

 

این دختر در آن دوران سخت [شعب ابیطالب] همان فرشته نجات پیغمبر بود. (6)

 

سمیت الزهراء زهراء لانها تزهر لامیرالمؤمنین(ع) فى النهار ثلاث مرات بالنور فاطمه را زهرا نامیدند چون روزى سه بار در چشم على(ع) مى‏درخشید. (7)

 

بركات فاطمه زهرا(س) را ما در عین آشنایى و معرفت و ارادت به آن بانوى دو عالم در سر تا سر ایام حیات خودمان در جلوه‏ هاى گوناگون زندگى مشاهده كردیم. (8)

 

راه على(ع) و فاطمه(س) و راه ائمه‏7 امروز همان راه امام خمینى است. (9)

 

روز به روز، نور اسلام و معنویت فاطمه زهرا(س) آشكارتر خواهد شد. (10)

منبع:  ماهنامه كوثر شماره





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 19 اسفند 1393 :: نویسنده : ا. صابری
واحد دین واندیشه تبیان زنجان-

رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم):

فاطمه بضعه منى و هى نور عینى و ثمره فوادى و روحى التى بین جنبى و هى الحورإ الانسیه(1)

فاطمه پاره وجود و نور دو چشم و میوه قلب من است, او روح و جان من است كه در میان دو پهلویم قرار گرفته. او حوریه اى است در سیماى انسان.

 

رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم):

ان الله تبارك و تعالى یغضب لغضب فاطمه و یرضى لرضاها(2)

خداوند غضب مى كند به غضب فاطمه و خشنود مى شود به خشنودى فاطمه.

 

رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم):

ان ابنتى فاطمه ملا الله قلبها و جوارحها ایمانا و یقینا(3)

خداوند تمام وجود دخترم فاطمه را لبریز از ایمان و یقین نموده است.

 

رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم):

فاطمه بضعه منى من سرها فقد سرنى و من سإها فقد سإنى, فاطمه اعز الناس على(4)

فاطمه پاره وجود من است, هر كه او را خوشحال كند مرا خوشحال كرده و هر كه او را بیازارد مرا آزار داده. فاطمه در نزد من عزیزترین مردم است.

 

رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم):

فاطمه حورإ انسیه فكلما اشتقت الى رائحه الجنه شممت رائحه ابنتى فاطمه(5)

فاطمه فرشته اى در سیماى انسان است, هرگاه مشتاق بوى بهشت مى شوم دخترم فاطمه را مى بویم.

 

رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم):

و اما ابنتى فاطمه... متى قامت فى محرابها بین یدى ربها جل جلاله زهر نورها لملائكه السمإ كما یزهر نور الكواكب لاهل الارض, ویقول الله عزوجل لملائكته: یا ملائكتى انظروها الى إمتى فاطمه سیده امائى قائمه بین یدى, ترتعد فرائضها من خیفتى و قد إقبلت بقلبها على عبادتى(6)

وقتى دخترم فاطمه در محراب عبادت مى ایستاد همچون ستاره اى براى ملائكه آسمان مى درخشید. خدا به ملائكه مى گوید: اى ملائكه بنگرید به بهترین بنده من فاطمه, او در مقابل من ایستاده و از خوف من تمامى وجودش مى لرزد و با تمامى حضور قلبش به عبادت من روى آورده.

 

رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم):

انى سمیت ابنتى فاطمه لان الله عزوجل فطمها و فطم من احبها من النار(7)

فاطمه را, فاطمه نامیدم, زیرا خداوند او را و آن كس كه او را دوست داشته باشد, از آتش حفظ مى كند.

 

رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم):

یا سلمان من احب فاطمه ابنتى فهو فى الجنه معى و من ابغضها فهو فى النار. یا سلمان حب فاطمه ینفع فى مإه من المواطن, ایسر ذلك المواطن الموت و القبر و المیزان والحساب و...(8)

اى سلمان! كسى كه دخترم فاطمه را دوست داشته باشد در بهشت با من است و كسى كه دشمن او باشد در آتش است. سلمان! محبت فاطمه در صد مورد نافع است[ و مایه نجات] كه آسان ترینش مرگ, قبر, هنگام سنجش اعمال, و... مى باشد.

 

امام مجتبى علیه السلام:

رإیت امى فاطمه[ علیها السلام] قامت فى محرابها لیله جمعتها فلم تزل راكعه ساجده حتى اتضح عمود الصبح و سمعتها تدعو للمومنین والمومنات و تسمیهم و تكثر الدعا لهم و لا تدعو لنفسها بشىء, فقلت لها: یا اماه لم لا تدعین لنفسك كما تدعین لغیرك؟ فقالت یا بنى الجار ثم الدار(9)

مادرم فاطمه علیها السلام را شب جمعه اى در محراب عبادت دیدم كه تا دمیدن فجر به ركوع و سجود اشتغال داشت و پیوسته با ذكر نام مرد و زن مومن دعاى فراوان برایشان مى نمود ولى براى خود دعایى نكرد. گفتم: مادر! چرا همانگونه كه براى دیگران دعا مى كنى براى خود دعا نمى كنى؟ فرمود: پسرم! نخست همسایه و سپس خویشتن.

 

امام صادق علیه السلام:

من عرف فاطمه حق معرفتها فقد ادرك لیله القدر و انما سمیت[ فاطمه] فاطمه لان الخلق فطموا عن معرفتها(10)

هر آن كس كه فاطمه را آن گونه كه باید بشناسد, لیله القدر را درك كرده, و فاطمه را از آن رو فاطمه گفته اند كه مردم از شناخت او عاجزند.

 

عن مولانا المهدى علیه السلام:

و فى ابنه رسول الله لى اسوه حسنه(11)

دختر رسول الله(ص) براى من الگویى نیكوست.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 19 اسفند 1393 :: نویسنده : ا. صابری

بیشتر اوصافی که قرآن و روایات برای حضرت مریم(س) برشمرده اند به طریق اولی در فاطمه زهرا علیهاالسلام وجود داشت که در ضمن مقایسه آن دو بانو خواهد آمد. در رفتار و گفتار شگفت و رمزآلود پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در باره فاطمه زهرا علیهاالسلام پیام مهمی برای مسلمانان و جامعه بشری نهفته است. آن پیام عبارت است از اعلام بالاترین تقدس برای فاطمه علیهاالسلام و معیار قرار دادن آن حضرت در سنجش ایمان قلبی و دینداری مسلمانان. قرآن با تعبیر شگفت نسائنا (زنان ما) از فاطمه زهرا علیهاالسلام در آیه مباهله بیان می کند که فاطمه علیهاالسلام تجلی اوصاف نیک زنان بهشتی بوده، تقدس همه آنها در او جمع است.

 

با این همه بسی جای تأسف است که عده ای از مسلمانان در صدر اسلام با آگاهی از تقدس آن بانو در مقابل ثمنی بخس، نه تنها قداست فاطمه زهرا علیهاالسلام را به بشریت اعلام و تثبیت نکردند، بلکه آن را کتمان نمودند. آنان برای حفظ حکومت غاصبانه مهم ترین مانع یعنی فاطمه علیهاالسلام را ترور شخصیت و شخص نمودند و از طرف دیگر برای عقده گشایی ها و بالا بردن عایشه نگذاشتند قدر آن بانوی مقدس شناخته و معهود گردد.

 

متأسفانه آنان با آن کتمان و ترور نه تنها به اسلام جفا کردند، بلکه بر بشریت ظلم روا داشتند؛ زیرا اگر امروز فاطمه علیهاالسلام همانند مریم(س) در میان تمام مسلمانان به عنوان فاطمه مقدس مشهور و معهود بود، بالاترین نماد و دلیل مبنی بر احترام اسلام به زن در اختیار مسلمانان بود. آنان مهم ترین معیار سنجش دینداری و تقرب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را از مسلمانان گرفتند.

 

بسی مایه تعجب است که امروز هیچ مسیحی نیست که مریم را به عنوان مقدس نشناسد و نام نبرد، امّا با کمال تأسف نگارنده با یک افسر مصری در کنار خانه کعبه در سال 1376 ملاقات و گفت و گو نمود و معلوم گردید او اصلاً فاطمه زهرا علیهاالسلام را نمی شناسد و نمی داند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله چنین دختری داشته است؟!

 

در میان پیروان مسیح نیز اختلاف و شکافی عمیق پدید آمده است. پروتستانها اختلافات فراوانی با کاتولیکها دارند و حتی میان آنها نزاعهای خونین در گرفت که هنوز ادامه دارد. لوتر به عنوان رهبر پروتستانها که با تقدس زدایی از کلیسا و کشیشها مبارزه خود را علیه کاتولیکها شروع نمود، هرگز در صدد برنیامد که تقدس حضرت مریم یا حضرت مسیح را نفی کند، بلکه در بالاترین حد به تقدس حضرت مریم اعتراف دارد و تأکید می کند. با تمام اختلافاتی که در میان مسیحیها وجود دارد روی تقدس مریم اتفاق نظر دارند، لذا چه کاتولیک و چه پروتستان در گرفتاریها ندا می دهد: ای مریم مقدس. این در حالی است که فاطمه زهرا علیهاالسلام برای مقدس بودن شایسته تر و سزاوارتر است، امّا متأسفانه برخی بعد از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله از سر غرض یا جهل بعد از غصب خلافت و خانه نشین کردن علی علیه السلام به تقدس زدایی از فاطمه علیهاالسلام اقدام کردند.

 

تأسف آورتر اینکه امروزه برخی از روشنفکران مسلمان حتی شیعی، با تقلید از لوتر، به گمان خود به دنبال نهضت اصلاح دینی و پروتستانتیسم اسلامی هستند، امّا هرگز حد لوتر را نگه نداشته، اعتقادی به تقدس فاطمه زهرا علیهاالسلام از خود نشان نمی دهند.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 19 اسفند 1393 :: نویسنده : ا. صابری

خداوند متعال دارای تقدس اصیل و ذاتی است و برخی از اشخاص و اشیاء به میزان انتساب خاص به خداوند متعال و تجلی خداوند در آنها و تجلی خدایی آنها از قداست نسبی برخوردارند. از میان مردان، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و از میان زنان، فاطمه زهرا علیهاالسلام دارای بالاترین تقدس بعد از خداوند متعال می باشند. رفتار و گفتار رمزآلود پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نسبت به فاطمه زهرا علیهاالسلام و آیات قرآنی که به کنایه از آن حضرت یاد کرده و یا در شأن ایشان نازل شده و کلمات معصومین علیهم السلام به روشنی تقدس بانوی اسلام را بیان می کند. مقایسه میان حضرت زهرا علیهاالسلام و حضرت مریم(س) نیز روشن می نماید که اگر حضرت مریم(س) به خاطر صفاتی که در قرآن آمده مقدس بود، فاطمه زهرا علیهاالسلام به طریق اولی مقدس تر است. قرآن نزدیک به بیست ویژگی برای حضرت مریم بیان کرده و روایات اسلامی آنها را به نزدیک چهل ویژگی رسانده است. در قرآن، روایات و تاریخ اسلامی همین چهل ویژگی در رتبه بالاتر و شدت بیشتر برای فاطمه علیهاالسلام ثبت شده است.

 

در مقاله حاضر، چهل ویژگی در حضرت مریم(س) طبق آیات و روایات اسلامی برشمرده شده و با بیان آیات و روایات و اقوال تاریخی نشان داده شده که آن ویژگیها در حضرت فاطمه علیهاالسلام نیز وجود داشته است.

 

بدون تردید هر گام در شناخت فاطمه زهرا علیهاالسلام گام ما را در تبعیت و الگوپذیری از آن بانوی مقدس استوارتر می سازد و خدمتی به اسلام و فاطمه زهرا علیهاالسلام می باشد که مزد آن تسهیل و تسریع در عبور از پل صراط است. متأسفانه صاحبان حقدها و کینه ها در صدر اسلام با انگیزه خنثی سازی مبارزات فاطمه زهرا علیهاالسلام در دفاع از رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امامت حضرت علی علیه السلام به قداست پوشی فاطمه زهرا علیهاالسلام دست زدند. آنان نه تنها قداست فاطمه علیهاالسلام را منتشر نکردند، بلکه کتمان هم کردند. آن کینه ها در بستر جهل و تعصب در عالم اسلام جاری شد و تقدس پوشی استمرار پیدا کرد و تا آنجا پیش رفت که عقاید بدعت آمیزی مانند شرک بودن زیارت قبور و احترام مؤمن بعد از مرگ وارد اسلام شد و بسیاری از آثار مقدس اسلامی در سرزمین اسلام از میان رفت.

 

مخاطب اصلی مقاله حاضر، نخست آن دسته از مسلمانان است که هنوز تقدس فاطمه زهرا علیهاالسلام را درک نکرده اند و ثانیا کسانی که پس از درک قداست آن بانو، مطامع سیاسی، جناحی یا هوس روشنفکرنمایی آنان باعث شده که قداست آن بانو را فراموش کنند یا قداست حضرت زهرا علیهاالسلام را به پشت پرده تعدد قرائات دین برانند. ثالثا مقاله به کسانی نظر دارد که تشنه آگاهی از جایگاه زن در آیین اسلام می باشند.

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 19 اسفند 1393 :: نویسنده : ا. صابری

و اصبر لحكم ربّك فانّك باعیننا و سبّح بحمد ربّك حین تقوم، و من اللّیل فَسَبِّحهُ و ادبار النّجوم.
در طریق ابلاغ حكم پروردگارت صبر و استقامت كن چرا كه تو در حفاظت كامل ما قرار دادی و هنگامی كه برمی‌خیزی پروردگارت را تسبیح و حمد گوی و (همچنین) به هنگام شب او را تسبیح كن و به هنگام پشت كردن ستارگان و طلوع صبح.

«طور ، 48 و 49»


در این آیه پیامبر را در مقابل این همه كارشكنی‌ها و تهمت‌ها و ناسزاها دعوت به صبر و استقامت می‌كند، می‌فرماید: (در طریق ابلاغ حكم پروردگارت صبر و شكیبایی و استقامت كن.
اگر تو را كاهن و مجنون و شاعر می‌‌خوانند صبر كن و اگر آیات قرآن را افتراهایی می‌پندارند كه به خدا بسته شده است شكیبایی نما و اگر در برابر این همه براهین منطقی باز به لجاج و عناد ادامه می‌دهند استقامت به خرج ده، مبادا دلسرد و یا ضعیف و ناتوان شوی.


و از آنجا كه راز و نیاز با خدا و نیایش و عبادت او و تسبیح و تقدیس ذات پاك او، به انسان آرامش و نیرو می‌بخشد به دنبال دستور صبر می‌فرماید:


و سبح بحمد ربك حین تقوم.
هنگامی كه برمی‌‌خیزی تسبیح و حمد پروردگارت را بجا آور.


هنگامی كه در سحرگاه برای عبادت و نماز شب برمی‌‌خیزی و هنگامی كه از خواب برای ادای نماز واجب برمی‌‌خیزی و هنگامی كه از هر مجلس و محفلی برمی‌خیزی، حمد و تسبیح او كن.
مفسران در این آیه تفسیرهای گوناگونی دارند ولی جمع میان همه‌ اینها نیز ممكن است، چه در سحرگاه برای نماز شب، و چه بعد از خواب برای ادای فریضه، و چه بعد از قیام از هر مجلس باشد.


آری روح و جانت را به تسبیح و حمد خدا نور و صفا ببخش، زبانت را به ذكر او خشبو كن، از یاد او مدد بگیر و برای مبارزه با كار شكنی‌های دشمن آماده شو.


در روایات متعددی آمده است كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ هنگامی كه از مجلس برمی‌خاست تسبیح و حمد به جا می‌آورد و می‌فرمود:


انّه كفّارة المجلس.
این تسبیح و حمد كفاره‌ مجلس است![1]


و من اللّیل فسبّحه و ادبار النّجوم.
همچنین در شب او را تسبیح كن و به هنگام پشت كردن ستارگان و طلوع صبح.


بسیاری از مفسران جمله‌ (و من اللّیل فسبحه) را به (نماز شب) تفسیر كرده‌اند، (و ادبار النجوم) را به دو ركعت نافله‌ صبح كه در آغاز طلوع فجر و به هنگام پنهان شدن ستارگان در نور صبح انجام می‌شود.


به هر حال عبادت و تسبیح و حمد خدا در دل شب و در آغاز طلوع فجر لطف و صفای دیگری دارد و از تظاهر و ریا دورتر است و آمادگی روحی برای آن بیشتر می‌باشد چرا كه كارهای مشغول كننده‌ زندگی روزانه تعطیل است استراحت شبانه به انسان آرامش بخشیده،‌ قال و غوغا فرو نشسته و در حقیقت همزمان با وقتی است كه پیامبر به معراج رفت و در مقام (قاب قوسین) در آن خلوتگه راز قرار گرفت و با خدای خود به راز و نیاز پرداخت.


و به همین دلیل در آیات مورد بحث روی این دو وقت تكیه شده است.


و در حدیثی از پیغمبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌خوانیم:


ركعتا الفجر خیر من الدّنیا و ما فیها.
دو ركعت نافله‌ صبح برای تو بهتر است از دنیا و آنچه در دنیاست.[2]





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 11 اسفند 1393 :: نویسنده : ا. صابری

تا پیش از آنکه انصار، روز جمعه را جمعه بنامند، این روز «یوم العروبه» نامیده می‌شد. پیامبر اسلام در راه هجرت به یثرب که پس از ورودش «شهر پیامبر» یا «مدینة النبی» نامیده شد، در محله‌ای به نام قبا توقف کرد تا علی بن ابیطالب و فاطمه زهرا و تعدادی از مسلمانان به او بپیوندند.

پیامبر اسلام که روز دوشنبه وارد محله قبا شده بود، تا روز پنجشنبه با مردم آن قبیله نماز گزارد و همراه آنان، نخستین مسجد اسلام را بنا کرد. سپس روز جمعه، به سوی مدینه حرکت کرد و در وادی «رانوناء» همراه مردم مدینه «نخستین نماز جمعه» را، اقامه کرد.

او سپس به قبا بازگشت و همچنان منتظر علی و فاطمه و دیگر پیروانش ماند. از آن پس و تا پایان عمر پیامبر اسلام، نماز جمعه، برنامهٔ هفتگی مسلمانان شد.[۱]

چگونگی برگزاری[ویرایش]

پیش‌نیازها[ویرایش]

اگر قرار باشد نماز در فضای آزادِ غیرمفروش برگزار شود، معمولاً باید علاوه بر مهر، زیرانداز و کیسه‌ای برای کفش‌ها نیز به همراه داشت. البته در خارج از ایران نمازگزاران نماز جمعه و جماعت تمامی کیف و کفش خود را به درون صفوف نماز نمی‌آورند و معمولاً در خارج از مسجد و یا در انتهای مسجد قرار می‌دهند. معمولاً خانم‌ها باید چادر به همراه داشته باشند.

خطبه‌ها[ویرایش]

نمازجمعه با خطبهٔ اول آغاز می‌شود و همهٔ نمازگزاران باید دو خطبه را در حالت آرامش گوش دهند. خواندن دو خطبه، توسط خطیب جمعه، قبل از نماز، واجب است. پس از خطبه‌ها نماز شروع می‌شود.

از آنجایی که نماز جمعه به جای نماز ظهر خوانده می‌شود، دو خطبهٔ نماز به جای دو رکعت اول نماز ظهر و نماز دو رکعتی جمعه، به جای دو رکعت دیگر نماز ظهر در نظر گرفته می‌شود. در بیش‌تر موارد خطیب و امام جمعه یک نفر هستند.

وقتی که امام جمعه، خطبه‌های نماز جمعه را می‌خواند، بر شرکت‌کنندگان واجب است، به خطبه‌ها گوش دهند، و سخن گفتن به هنگام ایراد خطبه‌ها مکروه است، بلکه اگر به سبب سخن گفتن، نتواند به خطبه‌ها گوش دهد، سکوت لازم است. همچنین هنگام ایراد خطبه‌ها، خواندن نماز مستحبی یا کتاب و روزنامه و انجام دادن کارهایی که مانع گوش دادن به خطبه‌ها است، خلاف است.

اگر کسی به خطبه اول یا هر دو خطبه نرسد، بازهم، شرکت در نماز جمعه فضیلت دارد و جایگزین نماز ظهر می‌شود.

نماز[ویرایش]

نماز جمعه دو رکعت است. بعد از نیّت و آغاز نماز و تکبیرةالاحرام (که باید دو دست را تا گوش‌ها بالا آورده و گفته‌شود الله اکبر) دیگر لازم نیست کاری توسّط مأموم انجام شود. امام جماعت جمعه یا سوره ای دیگر و سوره را می‌خواند و مأموم باید سکوت کند.

بعد از این‌که حمد و سوره خوانده شد، قنوت گرفته می‌شود. قنوت به این معناست که دو دست را بالا آورده و روبه‌روی صورت می‌گیرند و دعایی می‌خوانند (یا صلوات می‌فرستند).

بعد از این‌که قنوت انجام شد، نوبت رکوع است که همهٔ نمازگزاران خم می‌شوند و دست‌هایشان را بر زانو می‌گذارند و می‌گویند «سُبْحانَ رَبّیَ العَظیمِ وَ بِحَمْدِه» یا «سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله».

بعد از رکوع می‌ایستند و سپس دو بار به سجده می‌روند و هربار در سجده، در حالی که پیشانی بر مُهر گذاشته‌شده، می‌گویند «سُبْحانَ رَبِّیَ الاَعلی وَ بِحَمْدِه» یا «سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله».

بعد از این‌که سجده‌ها انجام شد، بلند می‌شوند و باز سوره منافقون یا سوره دیگرو سوره توسّط امام جمعه خوانده می‌شود و مأموم‌ها سکوت می‌کنند.

در این مرحله پس از تمام‌شدن حمد و سوره به همراه جماعت، به رکوع می‌روند، سپس قنوت می‌گیرند و بعد از قنوت، برای دو بار به سجده می‌روند.

بعد از دو سجده هم تشهّد و سلام خوانده می‌شود. یعنی در حالی که دوزانو نشسته‌اند و دست‌ها روی دو پا قرار دارند، می‌گویند «اشهَدُ اَن لا اِلهَ الا اللهُ وَحدهُ لا شریکَ لَهُ، واشهدُ انٌ محمداً عبدُهُ وَ رَسُولُهُ، اللّهُمٌ صَلٌ علی محمٌَدٍ والِ مُحمٌد، السّلامُ عَلَیْکَ اَیُّها النّبیُّ وَ رَحمةُ اللهِ و برکاتُه، السّلامُ علیْنا و عَلَی عِبادِاللهِ الصّالِحین، السّلامُ علیْکُمْ وَ رحمةُ اللهِ و بَرَکاتُه». نماز تمام می‌شود.

در روایات[ویرایش]

در آیات ۹ و ۱۰ سورهٔ جمعه در قرآن چنین آمده است:

ای کسانی که ایمان آورده‌اید چون برای نماز جمعه ندا درداده شد به سوی ذکر خدا بشتابید و داد و ستد را واگذارید اگر بدانید این برای شما بهتر است (۹) و چون نماز گزارده شد در [روی] زمین پراکنده گردید و فضل خدا را جویا شوید و خدا را بسیار یاد کنید باشد که شما رستگار گردید (۱۰)

پبامبر اسلام، نماز جمعه را «حج مساکین» دانسته و آنرا «موجب آمرزش گناهان» شمرده است. آمده است که موسی کاظم از روز پنجشنبه خود را آمادهٔ نماز جمعه می‌کرده است.

از علی بن ابیطالب نقل شده است که «چنانچه غذا و دوایی سبب ضعف در شما می‌شود از خوردن آن قبل از نماز جمعه خودداری کنید تا مبادا از شرکت در نماز جمعه محروم شوید.» و «کسانی زودتر به بهشت می‌روند که زودتر در نماز جمعه حاضر شوند.» جعفر صادق می‌فرماید: «یاران پیامبر، از روز پنجشنبه برای جمعه آماده می‌شدند چرا که جمعه (به خاطر کارهایی که دارد) وقت تنگ است.» سید محمد جواد غروی نماز جمعه را بر اساس آیات سوره جمعه واجب عینی میداند و برای اثبات این مدعا در کتاب نماز جمعه یا قیام توحیدی هفته توضیح مفصل داده است

برخی احکام[ویرایش]

این نماز باید حتماً به صورت جماعت خوانده شود و به تنهایی نمی‌توان آن را خواند.[۲] حداقل تعداد افراد، برای برپایی نماز جمعه، پنج نفر می‌باشد، یعنی یک نفر امام، و چهار مأموم.[۳]

تمام شرایطی که در نماز جماعت باید رعایت شود، در نماز جمعه هم معتبر است.[۴]

در نماز جمعهٔ اهل تشیع، نمی‌توان نماز جمعهٔ دوم را در محدودهٔ نماز جمعه‌ای که خوانده می‌شود، بجا آورد. دلیل آن این است که نماز جمعه باشکوه برگزار شود و اگر قرار باشد در یک شهر یا در یک محله چندین نماز جمعه برگزار شود تفرقه و پراکندگی صورت گرفته و زمینهٔ وحدت و عظمت مسلمین از بین می‌رود.[۵] بین دو نماز جمعه، حداقل باید یک فرسخ فاصله باشد در غیر این صورت نماز جمعه ای که دیرتر شروع شده باطل است.[۶]

ولی در نماز جمعهٔ اهل تسنن، نماز جمعه در هر شهر می‌تواند در هر مسجدی برگزار شود و هر شخص مورد تایید یک مسجد، می‌تواند امام جمعهٔ آن مسجد شود.[نیازمند منبع] اهل تسنن نماز جمعه را واجب می دانند ولی بیشتر مراجع شیعه آن را در زمان غیبت امام، مستحب می دانند. سید محمد جواد غروی نماز جمعه را واجب عینی می‌داند یعنی به جای نماز ظهر روز جمعه حتماً باید نماز جمعه اقامه شود. و این حکم صریح خداوند است در سوره جمعه و نیز سنت قطعیه. نماز عیدین (فطر و قربان) را هم جزو نمازهای واجب می‌شمرد[۷].

در نماز جمعه مستحب است در رکعت اول پس از سورهٔ حمد، سورهٔ «جمعه» و در رکعت دوم پس از سورهٔ حمد، سورهٔ «منافقون» خوانده شود.[۸]

امام جمعه[ویرایش]

نوشتار اصلی: امام جمعه

امام جمعه، شخصی است که امامت نماز جمعه را به عهده دارد. معمولاً خطیب و امام جمعه یک نفر هستند.

نخستین نماز جمعه در ایران[ویرایش]

قطب زاده (نفر سوم از سمت چپ) در نخستین نماز جمعه به امامت آیت الله طالقانی در ۵ مرداد ۱۳۵۸ چند روز پیش از مرگ وی. دیگر شرکت کنندگان : ابراهیم یزدی، هاشم صباغیان، احمد صدر، حاج سید جوادی

نخستین نماز جمعه در ایران در ۵ مرداد ۱۳۵۸ به امامت محمد صادقی تهرانی در دانشگاه تهران و شریف و متعاقباً آیت الله طالقانی برگزار شد.البته قبل از آن هم آیت‌الله حاج آقا رحیم ارباب چرمهینی در اصفهان نماز جمعه برپا می کرده است. ایشان نماز جمعه را در منزل اقامه می کردند.[۹] تا این که در سال ۱۳۱۴ شمسی به درخواست سید محمد جواد غروی نماز جمعه در منزل ایشان اقامه شد.آیت الله سید محمدتقی غضنفری در شهر خوانسار از حدود سال ۱۳۱۰ تا زمان رحلتش ۱۳۵۰ قمری نماز جمعه را اقامه داشته است.[۱۰]

مکان برگزاری نخستین نماز جمعه در بعد از جمهوری اسلامی ایران در زمین فوتبال، دانشگاه تهران برگزار شد و از آن پس این مکان به مکان دائمی برگزاری نماز جمعه و هم‌چنین نماز عید فطر تبدیل شد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 11 اسفند 1393 :: نویسنده : ا. صابری

نماز شب یازده رکعت است:

  1. هشت رکعت به نیت نماز شب (چهار نماز دو رکعتی مانند نماز صبح)
  2. دو رکعت به نیت نماز شفع (بهتر است در رکعت اول آن بعد از حمدو توحید ،سوره ناس و در رکعت دوم بعد از حمدو توحید، سوره فلق خواند شود)
  3. یک رکعت نماز وتر، طریق نماز و شرح آن به این صورت است که:

بعد از حمد سه بار سوره توحید و یک بار سوره فلق و یک بار سوره ناس را می‌خوانیم (می‌توان یک سورهٔ تنها خواند)

بعد از خواندن سوره دست‌ها را برای قنوت به سوی آسمان بالا می‌بریم و حاجات خود را از خدا می‌خواهیم.

آن چه در قنوت مستحب است می‌گوییم:

  • برای چهل مومن دعا کنید و بگویید: اللهمَّ اَغْفِر لِفُلانِ؛ پس به جای فلان، اسم آن مومن را بگویید، هم برای مومنینی که در دنیا هستند و هم مومنینی که از دنیا رفته‌اند.

دعا کردن برای مومنین می‌تواند به دو صورت ذکر شود:

همه مومنین را مد نظر قرار داده و چنین بگویید: اَللهمَّ اغْفِرْ لِلْمُومِنین وَ الْمُؤمِنات.

یا نام چهل شخص را ببرید.

  • مستحب است هفتاد بار استغفار کنید و بگویید:

اَستَغفرُالله ربی و اَتوبُ اِلَیه. (از پروردگار خود طلب آمرزش و مغفرت می‌کنم و به سوی او بازگشت می‌نمایم)

  • مستحب است هفت بار بگویید:

هذا مَقامُ الْعائِذِ بکَ منَ النّار (این است مقام کسی که از آتش قیامت به تو پناه می‌برد)

  • مستحب است سیصد مرتبه بگویید:

اَلْعَفو، و سپس بگویید: ربِّ اغْفِرلی و الرحَمنی و تُبْ عَلَیَّ اِنَّکَ انتَ التَّوّابُ الْغَفورُ الرَّحیم.

  • نماز شب را می‌توان بدون سوره یا قنوت و خوابیده، نشسته یا در حال حرکت خواند چون مستحبی است.
  • اگر وقت تنگ باشد می‌توان فقط به شفع و وتر یا وتر تنها اکتفا نمود.
  • چنانچه مقداری از نماز شب را خوانده باشد و اذان صبح (طلوع فجر) سر رسد می‌تواند بقیه نماز شب را هم به نیت اداء بخواند.
  • خواندن دو رکعت نافله صبح از شفع و وتر افضل است.
  • برای عمل به اعمال مستحبی دیگر در نماز شب به کتب مبسوطه رجوع فرمائید.


وقت نماز شب از نیمه شب شرعی است تا اذان صبح و بهتر است نزدیک اذان صبح خوانده شود.[۱]


در قرآن در آیه ۷۹ سوره أسراء وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَكَ عَسَىٰ أَنْ یَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَحْمُودًا[۱۷–۷۹]

و آیه ۶ سوره مزّمل إِنَّ نَاشِئَةَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئًا وَأَقْوَمُ قِیلًا[۷۳–۶] به نماز شب اشاره شده است.

در سوره فجر به نماز شفع و وتر اشاره شده است


  • پیامبر اسلام: بر شما باد به شب زنده داری که آن شیوه شایستگان پیش از شماست و شب زنده داری مایه تقرب به خدا و بازداشتن از گناه است.[۲]
  • علی ابن ابی‌طالب: شب زنده داری مایه سلامت بدن و خشنودی پروردگار و قرار گرفتن در معرض رحمت خدا و چنگ زدن به اخلاق پیامبران است.[۳]
  • امام جعفر صادق: نماز شب چهره را سفید و نورانی می‌کند، نماز شب انسان را خوشبو می‌کند، نماز شب روزی می‌آورد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 5 اسفند 1393 :: نویسنده : ا. صابری
چرا باید نماز بخوانیم؟
چرا باید خدا را عبادت كنیم؟ و چرا این عبادت حتما باید بصورت نماز باشد؟ مگر نماز چه ویژگی‌هایی دارد؟
نماز و اسرار تربیتی آن

• نماز موجب یاد خداست:

یاد خدا بهترین وسیله برای خویشتن داری و كنترل غرایز سركش و جلوگیری از روح طغیان است. «نمازگزار» همواره به یاد خدا می‏باشد، خدایی كه از تمام كارهای كوچك و بزرگ ما آگاه است، خدایی كه از آنچه در زوایای روان ما وجود دارد و یا از اندیشه ما می‏گذارد، مطلع و باخبر است و كمترین اثر یاد خدا این است كه به خودكامگی انسان و هوسهای وی اعتدال می‏بخشد، چنان كه غفلت از یاد خدا و بی خبری از پاداشها و كیفرهای او، موجب تیرگی عقل و خرد و كم فروغی آن می‏شود.

انسان غافل از خدا در عاقبت اعمال و كردار خود نمی‏اندیشد و برای ارضای تمایلات و غرایز سركش خود حد و مرزی را نمی‏شناسد و این نماز است كه او را در شبانه روز پنج بار به یاد خدا می‏اندازد و تیرگی غفلت را از روح و روانش پاك می‏سازد.

به راستی، انسان كه پایه حكومت غرایز در كانون وجود او مستحكم است، بهترین راه برای كنترل غرایز و خواستهای مرزنشناس او همان یاد خدا، یاد كیفرهای خطاكاران و حسابهای دقیق و اشتباه‏ناپذیر آن می‏باشد. از این نظر قرآن یكی از اسرار نماز را یاد خدا معرفی می‏كند: «اقم الصلوة لذكری؛ نماز را برای یاد من بپادار!» (1)

• دوری از گناه:

نمازگزار ناچار است كه برای صحت و قبولی نماز خود از بسیاری از گناهان اجتناب ورزد؛ مثلا، یكی از شرایط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسایلی است كه درآن به كار می‏رود، مانند آب وضو و غسل، جامه‏ای كه با آن نماز می‏گزارد و مكان نمازگزار، این موضوع سبب می‏شود كه گرد حرام نرود و در كار و كسب خود از هر نوع حرام اجتناب نماید؛ زیرا بسیار مشكل است كه یك فرد تنها در امور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقید شود و در موارد دیگر بی پروا باشد.

گویا آیه زیر به همین نكته اشاره می‏كند و می‏فرماید: «ان الصلوة تنهی عن الفحشأ و المنكر؛ كه نماز (انسان را) از زشتیها و گناه باز می‏دارد.» (2)

بالاخص اگر نمازگزار متوجه باشد كه شرط قبولی نماز در پیشگاه خداوند این است كه نمازگزار زكات و حقوق مستمندان را بپردازد؛ غیبت نكند؛ از تكبر و حسد بپرهیزد؛ از مشروبات الكلی اجتناب نماید و با حضور قلب و توجه و نیت پاك به درگاه خدا رو آورد و به این ترتیب نمازگزار حقیقی ناگزیر است تمام این امور را رعایت كند. روی همین جهات، پیامبر گرامی ما(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) می‏فرماید: نماز چون نهر آب صافی است كه انسان خود را در آن شست و شو دهد، هرگز بدن او آلوده و كثیف نمی‏شود. همچنین كسی كه در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخواندو قلب خود را در این چشمه صاف معنوی شست و شو دهد، هرگز آلودگی گناه بر دل و جان او نمی‏نشیند.
آثار فردی و تربیتی نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نیست؛ ولی این نمونه می‏تواند نشانه كوچكی از اسرار بزرگ این عبادت بزرگ اسلامی باشد.

• نظافت و بهداشت:

از آنجا كه نمازگزار در برخی از مواقع همه بدن را باید به عنوان «غسل» بشوید و معمولا در شبانه روز چند بار وضو بگیرد و پیش از غسل و وضو تمام بدن خود را از هر نوع كثافت و آلودگی پاك سازد؛ ناچار یك فرد تمیز و نظیف خواهد بود. از این نظر نماز به بهداشت و موضوع نظافت كه یك امر حیاتی است كمك می‏كند.

• انضباط و وقت‏شناسی:

نمازهای اسلامی هر كدام برای خود وقت مخصوص و معینی دارد و فرد نمازگزار باید نمازهای خود را در آن اوقات بخواند، لذا این عبادت اسلامی به انضباط و وقت‏شناسی كمك مؤثری می‏كند.

بالاخص كه نمازگزار باید برای ادای فریضه صبح پیش از طلوع آفتاب از خواب برخیزد، طبعا یك چنین فردی گذشته از این كه از هوای پاك و نسیم صبحگاهان استفاده می‏نماید، به موقع فعالیتهای مثبت زندگی را آغاز می‏كند.

آثار فردی و تربیتی نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نیست؛ ولی این نمونه می‏تواند نشانه اسرار بزرگ این عبادت بزرگ اسلامی باشد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 5 اسفند 1393 :: نویسنده : ا. صابری


٫ الصَّلاة مِعرَاجُ المُؤمِن 
نماز، معراج مؤمن است.

کشف الاسرار، ج ۲، ص ۶۷۶ 

2. الصَّلاة نُورُ المُؤمِن 
نماز نور مؤمن است.

نهج الفصاحه، ص ۳۹۶


3. عَلَمُ الایمَان الصَّلاة
علامت و نشانه ایمان نمازاست.

شهاب الاخبار، ص ۵۹


4. الصَّلاة عِمَادُ دِینُکُم 
نماز، پایه و ستون دین شماست.

میزان الحکمه، ج ۵، ص ۳۷۰

۵٫ عَلَمُ الاسلامِ الصَّلاة
نماز، پرچم اسلام است.

کنز العمال ، ج ۷، ص ۲۷۹ حدیث ۱۸۸۷


6. اِنَّ الصَّلاة قُربانُ المُؤمِن 
همانانماز خواندن وسیله نزدیکی مؤمن به خداست.

کنز العمال ، حدیث ۱۸۹۰۷

۷٫ موضِعِ الصَّلاة مِنَ الدِّین کَموضِعِ الرَّأسِ مِنَ الجَسَد
جایگاه نماز در دین ، مانند جایگاه سر در بدن است.

کنز العمال، ج ۷، حدیث ۱۸۹۷۲

۸٫ الصَّلاة مِفتَاحُ الجَّنَّه
نماز کلید بهشت است.

نهج الفصاحه، حدیث ۱۵۸۸


9. قُرَّهُ عَینِی فِی الصَّلاة 
روشنی چشم من در نماز است.

نهج الفصاحه، ص ،۲۸۳ حدیث۱۳۴۳

۱۰٫ مَن حَافَظَ عَلَی الجَمَاعَه حِیثُمَا کَانَ مَرَّ عَلَی الصِّراطِ کَالبَرقِ الخَاطِفِ اللّامِع فِی أوَّلِ زُمرهِ مَعَ السّابِقِین 
کسی که محافظت و مداومت بر نماز جماعت کند، مانند برق سریع و درخشان همراه نخستین گروه بهشتیان از روی صراط می گذرد.

ثواب الاعمال، ص ۳۴۳

۱۱٫ إنَّ الله وَعَدَ أن یَدخُلَ الجَّنَّه ثَلاثَه نُفُورٍ بِغَیرحِسابٍ و یَشفَعُ کُلَّ واحِدٍ مِنهُم فِی ثَمانِینٍ الفاً، المُؤذِّن و الامام، و رَجُل یَتَوَضَّا ثُمَّ یَدخُل المَسجِد فَیُصَلِّی فِی الجَماعَه 
همانا خداوند به سه گروه وعده داد، بدون حساب وارد بهشت شوند، و هر یک از این سه گروه (روز قیامت) می توانند هشتاد هزار نفر راشفاعت کنند وآن ها عبارتند از: ۱- مؤذن ۲- امام جماعت ۳- کسی که وضو بگیرد، سپس داخل مسجد شود و نماز را به جماعت به جا آورد.

مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۴۸۸

۱۲٫ التَّکبِیرهَ الأولی مَعَ الامامِ خَیرٌ مِنَ الدُّنیا وَ مَا فِیهَا
تکبیر اول را با امام جماعت گفتن بهتر است از دنیا و آنچه در آن است.

مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۴۸۸

۱۳٫ إنَّ الله یَستَحیِیَ مِن عَبدِهِ إذا صَلَّی فِی جَماعَهٍ ثُمَّ سَألَهُ حَاجَهً أن یَنصَرف حَتّی یَقضِیهَا
زمانی که بنده ای  نمازش را به جماعت بخواند، خداوند از او حیاء می کند، و هنگامی  که از او طلب حاجت کرد، منصرف نشود، مگراین که حاجتش را برآورد.

بحار الانوار، ج ۸۸ ص ۴ 


14. مَن حَافَظَ عَلی الصَّفِ الاَوَّل وَ التَّکبِیرَهِ الأولی لایُؤذِی مُسلِماً، أعطَاهُ الله مِن الاجرِ مَا یُعطِی المُؤذِّنُون فِی الدُّنیا و الآخِره 
کسی که محافظت و مداومت بر صف اول و تکبیر اول نماید، و مسلمانی را اذیت نکند، خداوند به او اجری معادل اجری که مؤذنین در دنیا و آخرت دریافت می کند، عطاخواهد کرد.

وسائل الشیعه ، ج ۵، ص ۳۸۷

۱۵٫ ألا أنَّ الصَّلاهَ مَأدَبَهُ الله فِی الارضِ قَد هَنَأهَا لِاَهلِ رَحمَتِه فِی کُلِّ یَومٍ خَمسَ مَرّات 
آگاه باشید نماز سفره گسترده خدا در زمین است که خداوند آن را روزی  پنج  بار برای اهل رحمتش (افراد شایسته رحمت) گوارا نموده است.

مستدرک الوسایل ، ج ۱، ص ۱۷۰

۱۶٫ الصَّلاهُ رَأسُ الاسلامِ 
نماز (به منزله) رأس اسلام است.

بحار الانوار، ج ,۱۷ ص ۱۲۷میزان الحکمه، ج ۵، ص ۳۶۷

۱۷٫ اَوَّلَ مَا یَسألُونَ عَنهُ الصَّلواتِ الخَمسِ 
اولین چیزی که از انسان ها سؤال می شود، نمازهای پنج گانه است.

کنز العمّال، ج ۷، حدیث ۱۸۸۵۹

 18. الصَّلاهُ نورٌ
نماز، روشنی است.

میزان الحکمه، ج۱۰ ص ۲۳۴

۱۹٫ إنَّ أحَبَّ الأعمالِ إلَی الله – عَزَّوجلّ-  الصَّلاهُ و البِرُّ و الجَهادِ
همانا، محبوب ترین اعمال در نزد خداوند: نماز، نیکی کردن و جهاد در راه خداست.

وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۲۷ 


20. صَلاهُ الرَّجُلِ تَطَوُعاً حَیثُ لایَراهُ النّاس تَعدِلُ صَلاتُهُ عَلی أعیُنِ النّاسِ خَمساً و عَشرِین 
نماز مرد که داوطلبانه و مستحبی درجایی که مردم او را نبینند به جا آورد، برابر بیست و پنج نماز است که در برابرچشم مردم انجام دهد.

نهج الفصاحه ص ۳۹۱


21. بِالصَّلاهِ یَبلُغُ العَبد إلَی الدَّرَجَهِ العُلیاءِ لأنَّ الصَّلاهَ تَسبِیحٌ و تَهلِیلٌ و تَحمِیدٌ و تَکبِیرٌ و تَمجِیدٌ و تَقدِیسٌ و قُولٌ و دَعوهٌ
به وسیله نماز بنده به درجه عالی و مقام والا می رسد، زیرا نماز تسبیح و تهلیل و تحمید وتکبیر و تمجید و تقدیس الهی است ، نماز قول حق و دعوت به سوی حق می باشد.

بحار الانوار، ج ۸۲ ص ۲۳۲ جامع احادیث الشیعه، ج۴، ص ۲۲ 


22. نَومٌ عَلَی عِلمٍ خَیرٌ مِن صَلاهٍ عَلَی جَهلٍ 
خواب باعلم بهتر از نماز با جهل است.

نهج الفصاحه، ص ۶۳۳


23. الصَّلاهُ أُنس فِی قَبرِه و فَراشٌ تَحتَ جَنبِه و جَوابٌ لِمُنکَرٍ و نَکِیر
نماز مونس (نمازگزار) در قبر، فرش نیکو در زیرش، و پاسخ نمازگزار برای نکیر و منکر می باشد.

بحار الانوار، ج ۸۲ ص ۲۳۲ 


24. الصَّلاهُ زَادَ لِلمُؤمِنِ مِنَ الدُّنیا إلَی الأخِره 
نماز زاد و توشه مؤمن در دنیا برای آخرت می باشد.

بحار الانوار، ج۸۲ ص ۲۳۲

۲۵٫  الصَّلاهُ إجابةٌ لِلدُّعاءِ و قَبُولٌ لِلأعمَال 
نمازموجب اجابت دعا و قبولی اعمال است.

بحار الانوار، ج ۸۲ ص ۱


26.  الصَّلاهُ سلاحٌ عَلَی الکَافر
نماز سلاح مؤمن علیه کافراست.

بحار الانوار، ج ,۸۲ ص ۵۶و ۲۳۱

۲۷٫ مَثَلُ الصَّلاهُ الخَمسِ کَمِثلِ نَهرٍ جارٍ، عذب عَلی بَابِ أحدُکُم یَغتَسِلُ فِیه کُلَّ یَومٍ خَمسَ مَرّاتٍ فَما یَبقَی ذالِک مِنَ الدَّنَس 
نمازهای پنج گانه به نهر جاری گوارایی می مانند که بر در خانه هایتان روان است وهر روز پنج بار خود را در زلال آن شست و شو می دهید، و دیگر هیچ پلیدی باقی نمی ماند.

کنز العمال، ج ۷، ص ۲۹۱ حدیث ۱۸۹۳۱

۲۸٫ الصَّلاهُ تَسوَدُّ وَجه الشَّیطان 
نماز چهره شیطان را سیاه می کند.

نهج الفصاحه، ص ۳۹۶

۲۹٫  لاصَلوهَ لِمَن لایُطِعِ الصَّلاه، و طَاعَهُ الصَّلاهُ أن تَنهَی عَنِ الفَحشاء و المُنکر
کسی که مطیع نماز نباشد، نمازش کامل نیست و اطاعت از نماز همان دوری از فحشاء و منکر است.

بحار الانوار، ج۸۲ ص ۱۹۸

۳۰٫  قَال الله تَعالَی: إفتَرضتَ عَلَی أُمَّتِکَ خَمسَ صَلواتٍ و عَهدتُ عِندِی عَهداً إنَّهُ مَن حَافَظَ عَلیهِنَّ لِوَقتِهِنَّ أدخَلتَه الجَنَّهَ و مَن لَم یُحافِظ عَلیهِنَّ فَلا عَهدَ لَهُ عِندِی 
خداوند متعال فرمود: نمازهای پنج گانه را بر امت توواجب کردم و با خود پیمان بستم که هر کس مراقب آن نمازها و وقت آنها باشد، او را به بهشت داخل نمایم، و کسی که مراقب آنها نباشد، من تعهدی نسبت به او ندارم.

کنز العمال، ج ۷، ص۲۷۹ حدیث ۱۸۸۷۲

۳۱٫ یَا أباذر! مَادُمتَ فِی الصَّلاهِ فِإنَّکَ تَقرَعُ بَابُ المُلکِ الجَبَّار و مَن یَکثُر قَرعَ بابِ المُلک فَإنَّه یَفتَح لَه 
ای ابوذر! تاهنگامی  که در نماز هستی درب خانه ملک جبار را می کوبی ، و هر کس درب خانه ملک را بسیار بکوبد، به رویش باز می شود.

بحار الانوار، ج ,۷۷ ص۸۰ میزان الحکمة، ج ۵، ص ۳۷۷

۳۲٫  لایَزالُ الشَّیطان یَرعَبُ مِن بَنِی آدَمَ حَافَظ عَلَی الصَّلَواتِ الخَمسِ فَإذا ضَیَّعَهُنَّ تَجرَءُ عَلَیه و أوقَعَهُ فِی العَظائِم 
تا وقتی که فرزندان آدم، نمازش را به دقت و با شرایط و آداب می خواند، شیطان پیوسته از او در وحشت و هراس است؛ پس اگر نماز را ضایع نموده (و در وقت مقرر آن به جا نیاورد)، شیطان بر او چیره می شود و او را در گناهان کبیره انداخته و وی را گرفتار می کند.

بحار الانوار، ج۸۲ ص ۲۰۲

۳۳٫ لَوکَانَ عَلی بَابِ دارِ أحَدُکُم نَهرُ و اغتَسَلَ فِی کُلِّ یَومٍ مِنهُ خَمسَ مَرّات أکَانَ یَبقی فِی جَسَدهِ مِن الدّرنِ شَیءٌ؟ قُلتُ: لا. قَالَ: فَإنَّ مِثلَ الصَّلاةِ کَمِثلِ النَّهر الجَارِی کُلَّما صَلّی صَلاة کَفَرَت مَا بَینَهُما مِنَ الذُّنُوبِ 
اگر در کنار خانه شما نهری باشد و در روز پنج نوبت خود را در آن شست و شو دهید، آیا در بدن شما چیزی از آلودگی ها می ماند؟ هرگز! (انسان از آلودگی پاک می شود) نماز نیز مثل نهر جاری و روانی است که هرگاه بر پا می شود گناهان را می شوید و از بین می برد.

وسائل الشیعه، ج ۲، ص ۷

۳۴٫  قُم فَصَلِّ فإنَّ فِی الصَّلاهِ شِفاء
بر خیز و نماز به جا آور! پس همانا در نماز شفا است.

جامع احادیث الشیعه، ج ۴، ص ۲۸

۳۵٫ الصَّلاة کَفّارَةُ الخَطایا ثُمَّ قَرَأَ: " إِنَّ الْحَسَنَاتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئَاتِ"
نماز کفاره گناهان می باشد. سپس آن حضرت این آیه را خواند که :"حسنات سیئات را از بین می برد".

تفسیر ابوالفتوح رازی، ج ۱، ص ۲۴۸

۳۶٫ نَوِّرُوا مَنازِلَکُم بِالصَّلاة و قَرائَةِ القُران 
به خانه هایتان با خواندن نماز، و قرائت قرآن، نورانیت ببخشید.

کنز العمال، ج ۱۵، ص ۳۹۲، حدیث ۴۱۵۱۸


37.  مَا مِن صَلاةٍ یحضََر وَقتَها إلّا نَادی مَلَکٌ بَینَ یَدَیِ النّاسِ: أیُّها النّاس! قُومُوا إلی نِیرانِکُم الَّتِی أوقَدتُمُوها عَلی ظُهُورِکُم فَاطفَئُوها بِصَلاتِکُم 
هیچ نمازی نیست مگر این که چون وقت آن فرا می رسد فرشته ای درپیش روی مردمان ندا می کند: ای مردم! برخیزید به سوی آتشی که بر پشت خودافروخته اید، تا آن را با نماز خویش خاموش کنید.

محجة البیضاء، ج ۱، ص ۳۳۹ 


38. إنَّ الصَّلاة تَأتِی إلَی المَیِّتِ فِی قَبرِه بِصُورَةِ شَخصٍ أنوَرِ اللَّونِ یُونِسُه فِی قَبرِه و یَدفَع عَنهُ أهوالَ البَرزَخ 
نماز به صورت انسانی سفید چهره وارد قبر میت شده و با او انس می گیرد و وحشتهای برزخ را از اوبرطرف می کند.

لآلی الاخبار، ج ۴، ص ۱، الحکم الزاهره، ص ۲۸۳

۳۹٫ إذا أقامَ العَبدُ المُؤمِن فِی صَلاتِه نَظَرَالله – عزَّ و جلّ – إلَیه 
وقتی بنده مؤمن به نماز می ایستد، خداوند سبحان به او نظر می کند.

وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۲۱

۴۰٫ کَانَ رسُول الله (صلی الله علیه و اله) یَمسَحُ مَناکِبَنا فِی الصَّلاة و یَقُول: إستَوُوا و لاتَختَلِفُوا فَتَختَلِفَ قُلُوبُکم 
رسول خدا (صلی الله علیه و اله) شانه های نمازگزاران را در نماز جماعت می گرفت و منظم می کرد، و می فرمود: مساوی و منظم باشید، نامنظم و جدا از هم نباشید که قلب های شما از یکدیگر جدا می شود.







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


با عرض سلام و خسته نباشید نسبت به شما

کاری از "انجمن نماز دبیرستان علامه حلی شهرستان دشتی"

اعضای انجمن:


 امین صابری
 رئیس انجمن
 محمّد مهدی تیموری
 مدیریت وبلاگ انجمن
 محمّد جواد بردستانی
 
 حسین مقاتلی
 نویسنده ویژه وبلاگ
 صداقت پی
 
 محسن رزمی
 
 عباس شجاعی منش
 
 محمّد صادق سبحانی
 

از اینک کار وبلاگ این انجمن آغاز میشود.

با تشکر ویژه از همراهی شما دوستان عزیز.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : مدیریت اصلی وبلاگ
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic